متوجه مىشوند ، چه آخرت در حقيقت بازتابى از اعمال انسان در دنيا است ، و در نتيجه تمايز در پاداش در آنجا تصويرى از تمايز اعمال و صفات در اين دنيا است ، و اين خود احساس به مسئوليت را در جانها عميقتر مىسازد و آدمى را بر آن مىدارد كه هر چه بيشتر و بهتر تسليم پروردگار خويش شود و از فرصت دنيا براى بهرهبردارى از آن در آخرت استفاده كند .
«
وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ
- و آنان را به سجود مىخواندند در حالى كه سالم بودند . » از لحاظ مادى و معنوى سالم بودند ، و عذرى براى انجام ندادن دعوت پروردگارشان جز آن نداشتند كه هوى و هوس را به جاى خداى عزّ و جلّ برگزيده بودند ، و شايد از دو آيهء 42 - 43 انديشهء مهمى وابستهء به رفتار در دنيا به شخص الهام شود ، و آن اين كه : در آن هنگام كه آدمى نعمتهاى ارزانى داشتهء خدا به او همچون سلامتى و ثروتمندى را چنان كه بايد مورد بهرهبردارى درست قرار نمىدهد ، آن نعمتها از او سلب مىشود و نمىتواند از آنها سودى به دست آورد ، يا اين كه خدا به سبب ادامه دادن وى به معصيت و جرم توفيق را از او سلب مىكند ، و حتى كار به جايى مىرسد كه گاه در فكر توبه و استجابت دعوت پروردگار خويش مىافتد ولى به اين كار توفيق حاصل نمىكند ، بدان سبب كه دلش مهر خورده است . « 71 » [ 44 - 45 ] و از آن جا كه مترفان ادامهء نعمتهاى خدا را براى خودشان دليلى بر خرسندى خداى تعالى از خويش مىدانند ، به تكذيب رسالت و محاربهء با رسول با اعتماد بر آن ادامه مىدهند ، آيات خدا در اين باره تأكيد مىكند كه حقيقت عكس اين است ، چه خدا از طريق تدبيرى حكيمانه با آن مكر مىورزد ، / 246 و چه كيد و مكرى بزرگتر از كيد خدا است كه آدمى آن را خير تصوّر مىكند در صورتى كه شرّى بزرگ است ، و متضمن نبردى مستقيم ميان آفريدگار بزرگ جبار سخت عذاب و آفريدهاى حقير و ضعيف و مسكين است كه به پاى خود به سوى او پيش مىرود و
هامش
( 71 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، در تفسير آيه .