تا حدى / 239 محتوى ارزشها باشد تا در نزد عرف عامه مورد قبول واقع شود ، و چون اين ملاحظهء محدود پذيرش عرف عامه از بعضى از دخل و تصرفهاى آنان جلوگيرى مىكند ، خواهان آن نيستند . و بدين گونه مخالفت حكم عقل با قانون از آشكارترين نشانههاى مجرمان است ، به همان گونه كه فرمانروايى هوسها و شهوتها از بزرگترين عوامل انگيزندهء بر جرايم است .
شايد از اين جا به آن نتيجه برسيم كه يكى از اسباب عظمت اسلام آن است كه در آن ارزشهايى ثابت و اساسى آمده است كه دگرگون كردن آنها امكان پذير نيست ، بلكه بايد به عنوان ميزان و مقياسى در جامعه باقى بماند ، و اين ارزشها را خدا به هيچ كس ( از رسول يا امام يا حاكم شرع يا دولت ) اجازهء آن نمىدهد كه به هيچ عنوانى در آنها تصرف كند و تغييرشان دهد ، و حكمت در اين منع آن است كه بر همهء آنان تفوق و برترى دارد ، و نقش همهء آنان روان كردن آنها است نه تشريع و قانونگذارى ، به همان گونه كه اگر در رسالت اين ارزشها تبديل پيدا كند ، رسالت مصداقيت و ارزشهاى خود را از دست مىدهد . مصلحت عامه گاه مقتضى تغيير بعضى از قوانين مىشود ، ولى اين تغيير بايد در ضمن چارچوب قانونى معينى صورت پذير شود .
[ 39 - 43 ] پس از نفى هر گونه گواهى عقلى يا نقلى ( كتاب ) كه مؤيد برابر بودن مسلمانان و مجرمان بوده باشد ، به نفى اين مطلب مىپردازد كه مجرمان ايمانى به خدا داشته باشند تا به مقتضاى آن از آتش براءت حاصل كنند و از هر مسئوليتى در برابر اعمالشان آزاد شوند .
«
أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ
- مگر سوگند كامل و رسايى از ما در دست داريد . » « بالغة » به معنى كامل و تامّ و از همهء جهات و شرطها است : چه هنگامى كه مىگوييم نوجوان بالغ شد بدين معنى است كه جنبهء مردى او به كمال خود رسيده است . و ممكن است به معنى سوگندهاى ناشكستنى و پيوسته تا روز قيامت باشد . . .