تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
يعنى اين حكم شما مبتنى بر كدام اساس و روش داورى است ؟ و مترفان مجرم در برابر اين منطق چاره‌اى جز تسليم شدن به آن و دست برداشتن از آرزوهاى باطل ندارند و اين كار از طريق بازگشتن به حق و تحمّل مسئوليت در زندگى همچون ضرورتى وجدانى و عقلى صورت مىگيرد ، و قرآن آنان را مخيّر ميان گزينش يكى از دو پاسخ قرار مىدهد : يا بايد به برابرى حكم كنند كه امرى است كه هر عاقل آن را طرد مىكند ، و يا بايد اختلاف را بپذيرند و قبول كنند كه پاداش ويژهء مسلمان است و عذاب مخصوص مجرم ( كه خردمندان چنان داورى مىكنند ) پس ناچار بايد از گمانهاى خود دست بردارند ، و سپس چگونه آرزوى آن دارند كه پروردگار منزّه از جهل و ستم ايشان چنين حكم ظالمانه را صادر كرده باشد ؟ و چه آشكار است تسفيه اين دو آيه نسبت به بعضى از فلسفه‌هاى افراطى صوفيگرانه در مورد اميد و رجاى بيش از حد داشتن ، كه دعوت كنندگان به آن فلسفه‌ها از خداوند متعال بعيد مىدانند كه با كمال رأفت و رحمى كه دارد احدى از بندگان خود را عذاب كند ، و حتى آيات عذاب قرآنى را چنان تفسير مىكنند كه تنها براى ترساندن مردم و سوق دادن آنان به عمل كردن به حق نازل شده است و بس ! ! آرزوهاى مترفان در خصوص برابر بودن با مؤمنان در نزد پروردگارشان يكى از عوامل خطرناكى است كه آنان را به تكذيب و زندگى بدون مسئوليت مىخواهد ، و از اين كه به سعى و كوششى جدّى بپردازند جلوگيرى به عمل مىآورد ، بلكه انگيزهء به وجود آمدن اسباب اجرام و بزهكارى در آنان مىشود . و اگر بنا باشد كه انسان منكر حقيقت داشتن پاداش و كيفر باشد و نداند كه آنها از جنس عملى است كه انجام داده ، چه ارزشى براى احكام و حدود الاهى بر جاى مىماند ؟ ! و چه چيز آدمى را به ملتزم بودن به احكام و اوامر خدا وامىدارد ، و از پرداختن وى به منهيات جلوگيرى به عمل مىآورد ، در صورتى كه به آخرت كافر باشيم يا ميان آن و دنيا جدايى قايل شويم ؟ ! و به همين سبب سياق قرآن تا آيهء 45 به رد كردن اين پندارها و آرزوها مىپردازد . . . و پس از آن كه ثابت كرد كه بر هيچ دليل وجدانى و عقلى متكى نيست ، استناد آنها را به وحى كه / 238 مصدر دوم علم حق است ، بلكه به كتابى