از آن روى نگفت « جنات نعيم » كه الف و لام به كلمه معنايى گستردهتر مىدهد ، و در آن صورت كه « نعيم » جزئى از آن را بيان مىكند ، « النعيم » تمام معنى را كه متناسب با سياق آيه در موضوع اتراف است در برمىگيرد ، و مؤمنان را از فتنههاى دنيا بالا مىبرد و در برابر ايشان افقى از نعمت را مىگشايد كه به حدى مكانى و زمانى محدود نمىشود و بدين گونه دنيا در نظر مؤمنان كوچك مىنمايد ، و از اين كه چرا از آن محروم شدهاند ناراحت نمىشوند ، بدان سبب كه آخرت خالص به آنان تعلق دارد ، چنان كه خداوند متعال گفته است :
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ
، « 56 » و از اين راه وضع در اذهان متقيان تعادل پيدا مىكند و متوجه مىشوند كه اگر در دنيا مالك چيزى از متاع آن نيستند ، آخرت به صورت خالص به ايشان اختصاص دارد .
با بيان اين حقيقت كه بهشتها از آن پرهيزگاران است ، قرآن آرزوهاى مجرمان را به اين كه در جزا با مؤمنان برابرند باطل مىكند ، و اين آرزوها يكى از عوامل تكذيب رسالت از جانب مترفان است / 236 كه قرآن پس از اين به بحث دربارهء آن مىپردازد :
اولا :
آرزوهاى باطل دربارهء برابر بودن در پاداش با مؤمنان .
آيا نيكوكار و بدكار مىتوانند برابر با يكديگر باشند ؟ هرگز . . . هر عاقلى اين رأى را باطل مىداند .
«
أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ
- آيا ممكن است مسلمانان را همچون مجرمان قرار دهيم ؟ » مسلم كسى است كه خود را تسليم خدا كرده و به فرمانبردارى از اوامر او گردن نهاده است . پرسشى كه پيش مىآيد چنين است : چرا خدا مسلمانان را بر مجرمان در آيه مقدم داشته است در صورتى كه عكس آن به اعتبار سياق صورتى از
هامش
( 56 ) - الاعراف / 32 .