«
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً
- پس چون آن را نزديك ديدند . » يعنى مرگ به ايشان نزديك شد ، يا در آن هنگام علامتها و نشانههاى ساعت قيامت ، همچون زلزله ، براى همهء مردم آشكار مىشود ، از زشتى فراوان خطاى خويش آگاهى پيدا مىكنند ، و براى كوتاهيهايى كه در برابر خدا در حق خود كرده بودند ، گرفتار حسرت و پشيمانى مىشوند ، ولى كار به همين پايان نمىپذيرد ، بلكه آثار خوارى و عذاب چندان بر ايشان غالب مىشود و آثار آن در چهرههاشان مشهود مىافتد كه مدتهاى دراز با آنها از حق رويگردان مىشدند .
/ 180 «
سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا
- چهرههاى كسانى كه كافر شده بودند ، زشت و دژم مىشود . » يعنى چهرهها را چيزى يا يكى از فرشتگان كه از نگاهبان دوزخاند زشت و دژم مىسازند ، و در آن شك نيست كه اين آثار كه در آن روز بر چهرههاى ايشان آشكار مىشود و سبب زشتى و بدى آنها مىشود نتيجهء گناهان و اعمال سيّئه و عقايد نادرست ايشان است ، و در المنجد آمده است : ساء الأمر فلانه يعنى آن امر او را اندوهناك ساخت ، يا او را گرفتار چيزى كرد كه آن را ناخوش داشت ، « 54 » و با كافران بدين گونه رفتار مىشود .
«
وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ
- و به آنان گفته مىشود كه آن همان چيزى است كه سخت خواستار آن بوديد . » براى كلمهء « تدّعون » در اين دو آيه دو معنى است :
اوّل : ادّعا به معنى پندار و تكذيب ، يعنى دربارهء آن سخنانى مىگوييد كه در قلبهايتان نيست ، و ابن عباس گفت : يعنى بدين وسيله مدّعى چيزهاى باطل مىشديد ، و شك نيست كه كافران ، در آن هنگام كه خواستار رسيدن هر چه زودتر وعدهء خدا مىشدند ، هدفشان جستجوى حقيقت نبود ، بلكه محض براى انكار و جدال چنين مىگفتند ، و شايد در آيه اشارهاى به اين حقيقت واقع وجود داشته باشد
هامش
( 54 ) - المنجد ، مادهء ساء .