- مثلا از زمان ساعت و قيامت پرسش مىكنند :
«
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
- و مىگويند : اگر راستگوييد بگوييد كه اين وعده چه وقت خواهد بود . » پرسشهاى ناچيز ديگرى همچون اين گفتهء ايشان كه : خدا چگونه مردگان را زنده مىكند ؟ و چون جوياى حاصل و هدف اين گونه پرسشها در نفوس ايشان شوى ، درخواهى يافت كه هدف آنان رسيدن به حقيقت و شناختن آن نيست ، بلكه مجرّد جدال و عناد است . مگر مقصود آنان چيزى جز آن است كه بهانهاى براى فرار از مسئوليت التزام به حق و پيروى از رهبرى مكتبى در حيات ، و گريز از سرزنش ضمير و نداى فطرت است ؟ بنا بر اين لازم است كه به آخرت شوند ، بدان سبب كه ايمان آوردن به آن اوج احساس مسئوليت است ، ولى آيا منكر شدن ايشان به حقيقت واقع چيزى را تغيير مىدهد ، و ساعت قيامت وقوع پيدا نمىكند و كسى كه مردمان را به آن بخواند ، با كافر شدن ايشان دروغگو مىشود ؟ هرگز . . . پس اگر كسى منكر حقيقت مرگ شود ، و كسى را كه يادآور مرگ است تكذيب كند ، آيا تا ابد زنده مىماند و ياد آورندهء مرگ دروغگو مىشود ؟ و پرسشى ديگر اين است : آيا علم نداشتن انسان به لحظهء مرگش - مثلا - حقيقت مرگ را از ميان مىبرد ؟ پس به چه دليل منكران حقايق ، خبر ندادن رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله - را از موعد ساعت به ايشان دليلى بر انكار ساعت و نبودن آن دانستهاند ؟
«
قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ
- بگو كه علم در نزد خدا است . » در اين جا چنين پرسشى پيش مىآيد كه : چرا هميشه در چالش پيامبر به توسط كافران با پرسش كردن از موعد ساعت چنين پاسخى داده شده است ، و آيا بهتر نبود كه خدا او را از پاسخى كه بايد در جواب اين پرسش بدهد او را آگاه مىكرد و در جدال بر ايشان پيروز مىشد ؟
/ 178 جواب چنين است : سببهايى وجود دارد كه قسمتى از حكمت خدا را بر ما آشكار مىسازد و ، به صورتى عينى و واقعى ، عذرى براى پاسخ ندادن به آنان مىشود ، از جمله :