برافراشتن كلمهاش مصرف كند ، وجود و حيثيت خويش را وقف بر فرمانبردارى از او و خدمت حق و اهل آن ، و مبارزه كردن با باطل و دشمنان خدا قرار دهد ، پس به فرمان و اذن او علوم حق و موعظههاى صادقانه را گوش كند ، و نظر خويش را موظف به نگريستن در آيات پروردگارش و كتاب او سازد ، / 175 و قلب خود را همچون وسيلهاى براى شناخت حق و انديشيدن در آنچه براى رسالت او و خودش و مردمان سودمند است به كار برد ، و نيز دربارهء ديگر نعمتها و بخششهاى خدا به همين گونه عمل كند .
چون شخص چنين كند شاكر است ، و شكر جز با شناختن نعمتها و توجه به آنها با اين شناخت ميسّر نمىشود ، چه انسان در شكر نيز در معرض شرك قرار دارد ، و به همين سبب در آغاز آيه توجه ما به منعم و اين كه او شايستهء شكرگزارى است جلب شده است ، و بر اين حقيقت نصوصى از امامان راهنما در دست است ، چنان كه امام زين العابدين - عليه السلام - گفت : « سپاس خدايى را سزا است كه اگر بندگانش را از شناختن سپاسگزارى او بر آنچه با نعمتهاى پياپى خود آنان را در معرض آزمايش قرار مىدهد ، باز مىداشت ، نعمتهاى خود را به صورت فراوان بهرهء ايشان مىكرد و آنها را به مصرف مىرساندند و ديگر به ستايش او برنمىخاستند ، و از اين كه روزى آنان را گسترش داده است سپاسگزارى نمىكردند ، و از مرزهاى انسانيت بيرون مىرفتند و به حدّ بهائم مىرسيدند ، چنان مىشدند كه خدا در كتابش آنان را بدين گونه توصيف كرده است : «
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
- آنان نيستند مگر همچون چارپايان و بلكه گمراهتر » ، « 47 » و امام حسن عسكرى - عليه السلام - گفت : « نعمت را جز شكرگزار نعمت نمىشناسد ، و شكر نعمت را جز عارف به آن نمىگزارد » . « 48 » و خداى تعالى به موسى - عليه السلام - وحى فرستاد كه : « اى موسى ، چنان كه حق من است سپاسگزار من باش ، و او
هامش
( 47 ) - صحيفهء سجّاديّه ، دعاى اول .
( 48 ) - بحار الانوار ، ج 78 ، ص 378 .