تصادف يا طبيعت يا نيروهاى پندارى برخاستهء از چيزى جز او نيست ، و ذرأ در اين جا به معنى آفريدن و نشر است ، چه او مادر زمين آفريده و در همه جاى آن نشر و پراكنده كرده است ، و خداوند متعال گفت : «
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً
- و براى او از آنچه از كشتههاى زمين و چهار پايان به دست مىآيد ، بهرهاى قرار دادند » ، « 50 » و گفت :
وَ ما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ
، « 51 » يعنى آنچه آفريد و توزيع كرد ، و « ذرأ الحبوب فى الارض » به معنى كاشتن دانهها در زمين و پراكنده كردن آنها است ، و حشر به معنى جمع كردن است ، و پرسشى كه پيش مىآيد اين است كه : آيا آدمى در زمين بدان جهت آفريده شد كه پس از مرگ به آن باز گردد و هيچ حرف و مسئوليتى نداشته باشد ؟ هرگز چنين نيست . . . بلكه اين دورهاى از زندگى او است كه پايان ندارد ، و قبل از آن كه در زمين كشت شود در عالم ذرّ بوده است ، و پس از اين دنيا سفر او به عالم برزخ و سپس عالم حشر و جزا آغاز مىشود تا با سرنوشت ابدى خود ملاقات كند ، و از آنجا كه آغاز انسان از خدا و پايان او به سوى او و سرنوشتش به دست او است ، پس چه بسيار نيازمند آن است كه وجود خود را در اين زمين و نعمتهايى را كه خدا به او بخشيده است در راهى به كار اندازد كه سبب حشرى سعادتمندانه براى او در آخرت شود .
چه بزرگ است ياد كرد از آخرت و حشر در دلهاى صالحان ، و بنا بر آنچه امام على / 177 - عليه السلام - گفته است : « و اگر نه اين است كه زندگيشان را مدتى است كه بايد بگذرانند ، جانهاشان يك چشم به هم زدن در كالبدهاشان نمىماند » ، « 52 » ولى گمراهانى را مىبينى كه كفر و شرك همچون حجابى مانع ديده شدن اين حقيقت به توسط ايشان شده ، آن را در معرض استهزاء قرار مىدهند ، و تنها فرصتى را كه دارند به بحث كردن در بحثهاى بىحاصل و بىمعنى مىگذرانند و
هامش
( 50 ) - الانعام / 136 .
( 51 ) - النحل / 13 .
( 52 ) - اين وصفى است كه امام متقيان على بن ابى طالب در خطبهء 193 از نهج البلاغه از ايشان كرده است .