تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
كلمهء « نفور » تشبيهى از كفار به خر و گاو است ، « 41 » از آن نظر كه به معانده و دشمنى با حق با وجود آشكار بودن آن ادامه مىدهند و در آن باقى مىمانند ، و با نابود شدن باطل باز هم از ملازمهء با آن خوددارى نمىنمايند ، و استكبار را از حد مىگذرانند و از مركب دورى از حق از طريق گريختن و اعراض و رويگردانى فرود نمىآيند . [ 22 - 23 ] و چگونه مىتوانيم خط سير كسى را تصور كنيم كه در غرور و لجاجت از گردنكشى و گريختن از حق و هدايت به سر مىبرد ، مگر همچون كسى كه ، با انداختن نگاه خويش به زمين ، پيش روى خود را نمىبيند ، يا همچون كسى كه بر روى چشم خويش پرده‌اى كشيده و نمىتواند راه را تشخيص دهد ، آيا چنين كسى با آن كس برابر است كه پيش روى خود را مىبيند و از همهء حواس خود بهره‌مند است و بر خط مستقيم پيش مىرود ؟ !
أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
- آيا كسى كه نگونسار بر روى افتاده راه مىرود هدايت يافته‌تر است يا آن كه بر پاى ايستاده و بر راه راست مىرود . » و مكبّ را دو معنى است - بنا بر آنچه گفته‌اند - : يكى كسى است كه در راه رفتن به زمين نگاه مىكند ، و ديگر آن كه بر روى صورت خود چيزى افكنده است ، و « المكب على وجهه » كسى است كه صورت خود را با چيزى پوشانيده است ، و « سوىّ » به كسى گويند كه با تمامى حواس و امكانات و عقل خود گام بر مىدارد و به پيش مىرود ، و خداى تعالى گفت : «
آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا
- آيت و نشانهء تو آن است كه سه شب تمام با مردمان سخن نگويى » ، « 42 » و گفت : «
فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى
- پس به زودى خواهيد دانست كه چه كس از اصحاب راه راست است و چه كس هدايت يافته است » ، « 43 »
هامش
( 41 ) - خداى تعالى گفت :كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ * فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍالمدثر / 50 و 51 . ( 42 ) - مريم / 10 . ( 43 ) - طه / 135 .