إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ
- كافران جز در فريب به سر نمىبرند . » غرور همان وهم و پندار است . آيا به اين نكته توجه دارى كه آن نافهمى كه چنان مىپندارد كه مىتواند با دست خود از انفجار هستهاى جلوگيرى كند ، چه اندازه مغرور و فريب خورده است ؟ ! آرى ، ممكن است گاه مزخرفى بگويد و خود را بفريبد ، ولى در هنگام رو به رو شدن با حقيقت آشكار مىشود كه فريبى همهء وجود او را احاطه كرده بوده است ، و ما امروز دامنهء غرور و فريبى را مشاهده مىكنيم كه نيروهاى استكبار جهانى در آن به سر مىبرند ، كه اين همه از داشتن كارخانههاى بزرگ اسلحه سازى و قدرت اقتصادى برخاسته است ، ولى از اينها در برابر قدرت مطلقهء الاهى چه كار برمىآيد ، در صورتى كه مستكبران مدّعى آناند كه سرانجام بر حق پيروز خواهند شد ؟ ! معمولا فريب خوردگى جز پس از آن كشف مىشود كه فرصت از دست رفته است ، و آن در هنگامى است كه آگاهى يافتن انسان به حقيقت تلخ هيچ دردى را نمىتواند از او درمان كند .
اينك مىپرسيم : آيا شايستهتر آن نبود كه در اين جا نامهاى عزّت و قوّت به جاى نام / 172 « الرّحمن » بيايد ، چه سياق قرآن در اين جا سياق چالش است ، ولى چون نيك تدبّر كنيم به اشارهء لطيفى در ذكر نام « الرحمن » متوجه مىشويم ، و تو گويى چنان است كه قرآن به آدمى مىگويد كه مصالح حقيقى خود را در نزد صاحب رحمت مىيابى ، پس چرا به جاى خدا به پرستش شريكان پندارى او پرداختهاى ؟ ! هنگامى كه راهروهاى زندگى تنگ مىشود ، به كجا پناه ببريم ؟ مگر نبايد به پهنههاى گستردهء رحمت خدا پناهنده شويم ؟ و در آن هنگام كه بلاها و نكبتها پشت سر هم فرا مىرسد به چه كس روى آوريم ؟ آيا جز دژ رحمت خداى رحمان پناهگاهى وجود دارد ؟
[ 21 ] براى خردمندان بر حسب فطرت و عمل اين امر به اثبات رسيده است كه پيروز شدن بر دشواريها و چالشها به فضل خدا امكان پذير مىشود ، و آنان نيروهاى ديگرى را ، جز خداوند سبحانه و تعالى ، نمىشناسند كه بتوانند از آنها