دارد ، و اين همان چيز شبيه به نايى در وسط پر است ، و با وجود اين ميانتهى است تا سبك باشد و مانعى از پرواز پرنده نشود » . « 37 » [ 20 ] شك نيست كه نادانى نسبت به واقعيت زندگى نادانى به آيات خدا است ، و همين است كه آدمى را به تكذيب حق و كافر شدن به آن برمىانگيزد ، و در نتيجه در صدد گرفتن شريكانى پندارى براى خداى يگانه برمىآيد ، با اين گمان كه به ميانجيگرى آنها مىتواند از سلطهء خداى قاهر بگريزد و از مسئوليت شانه تهى كند ، و همين امر است كه او را در زندگى بىقيد و لا ابالى مىسازد ، ولى قرآن اين انديشهها و پندارها را از ريشه بيرون مىآورد و مىگويد كه آن همه چيزى جز مستى مايهء سركشى نيست .
أَمَّنْ هذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ
- آيا آن چه كس است كه جز خدا براى شما حكم سپاهى دارد و به يارى شما برمىخيزد ؟ » / 171 و
مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ
مىتواند دو معنى داشته باشد :
1 - ضدّ . . . و بنا بر آن به شريكان پندارى و به نيروهايى باز مىگردد كه كافران همچون مال و سلطه فريفتهء آنها شدهاند و همهء آنها عليه خدا به يارى ايشان برمىخيزند ، و اگر همه در مجادله به نصرت آنان برخيزند ، هيچ سودى برايشان ندارند .
2 - يا اين كه آيه اشاره به شفيعان دارد كه آنان نيز ممكن نيست بدون اذن خدا و رحمت او به شفاعت از هيچ كس برخيزند ، پس چرا بايد آدمى ميان خود و پروردگارش حجابها و ميانجيهايى قرار دهد ، در صورتى كه خود توانايى آن را دارد كه به منبع رحمت و نصرت و يارى اتصال پيدا كند ؟ ! شفيعان راستين ، همچون انبياء و اولياء ، جانشين فرمانبردارى از خدا و دعا كردن و خواستن مستقيم هر چيز از خدا نمىشوند ، بلكه وسيلهها و راههايى براى نزديك شدن به خداوند متعالاند .
هامش
( 37 ) - بحار الأنوار ، توحيد المفضل ، ج 3 ، ص 103 .