هدف را بزرگتر از خوردن و آشاميدن و لذت بردن محض خواهد يافت . او را خواسته و هدفى برتر و آرزوهايى بزرگتر است . . . مثلا هر انسانى اين آرزو را دارد كه مالك زمين و جاودان در زندگى باشد ، آيا چنين چيزى براى او در زندگى امكان پذير است ؟ هرگز . . . و بدين گونه آدمى به آن راهنمايى مىشود كه به آخرت ايمان آورد ، و به عبارتى موجز : با حقيقتى مواجه مىشود كه آيه آن را در پايان خود طرح كرده است :
«
وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ
- و بازگشت به زندگى به سوى او است . » اين دو كلمه مشتمل بر خلاصهء حقايق ايمان است ، بدان سبب كه ايمان به آخرت و تسليم شدن به خداى عزّ و جلّ ، از لحاظ نفسى با ايمان صورت مىپذيرد ، و از لحاظ عملى با پيروى از فرستادگان و برنامههاى خدا . و هنگامى كه به / 165 ارتباط موجود ميان اجزاء آيه مىانديشيم ، حقيقتى مهم بر ما مكشوف مىشود ، و آن اين كه بر انسان واجب است كه هدف خود را معين كند و در ضمن پرداختن به زندگى به همهء اشكال آن ، از خوردن و آشاميدن و تلاش براى طلب روزى ، به تفكر دربارهء آينده خويش نيز بپردازد . و چون خوردن و آشاميدن براى زندگى امرى ناگزير است ، بر وى لازم است كه در ضمن پيش رفتن به سوى سرنوشت خود نيازمنديهاى خويش را احساس كند ، از دانستن اين كه چون به دست آوردن روزى وابستهء به تلاش و كوشش ( يا به تعبير آيه « مشى » ) او است ، بر وى واجب است كه اين مطلب را به خوبى دريابد كه رسيدن وى به هدفهايش در آخرت نيز متكى و متمركز بر تلاش و كوشش است ، و اين كه بهترين توشه در اين سفر دراز تقوا است .
خوردن و آشاميدن در آيه عامتر از ظاهر آنها است ، و خوردن صورتى از صورتهاى استهلاك و مصرف كردن است ، و رزق و روزى همهء آن چيزها است كه شخص به آنها نياز دارد . و خلاصهء سوره اين مطلب را به ما الهام مىكند كه زمين در پارهاى از اطراف و اكناف آن رام و مسخّر آدمى آفريده شده ، ولى خدا چنان مىخواهد كه انسان همهء آن را مسخر خويش سازد ، و على رغم آن كه قدرتى بر مسخر كردن همه چيز را در آن ندارد و نمىتواند آن را به صورت باغ بهشت درآورد ،