از آن جهت كه منافى با حكمت خدا در آفرينش انسان در آن است كه همان ابتلا و در معرض آزمون قرار گرفتن است ، اين توانايى را دارد كه زندگى خود را به صورت بهتر و برترى تبديل كند .
[ 16 - 17 ] به همان گونه كه شايسته است آدمى از رام كردن زمين بهرهمند شود و از اين رحمت الاهى نام « تبارك » را احساس كند ، بر وى نيز واجب است كه از توانايى خدا بر همه چيز با خبر شود ، و بداند كه اگر او بخواهد مىتواند اين بركت را از او سلب كند و زمين آرام و رام و مسخر شده براى او به صورت اسبى سركش درآيد كه پيوسته از اين سو به آن سو مىجهد ، يا تغييرى در نظام جهانى پديد آورد و ناگهان آسمانى كه حامى او بود به صورت خاستگاه براى عذابى شود كه زمين و ساكنان آن طاقت تحمل آن را ندارند . و يادآورى از اين حقيقت به دو سبب حايز اهميّت است .
اوّل : آن در كنار متنعّم بودن انسان به بركات و رحمتهاى خدا كه در طبيعت وجود دارد ، به او يك توازن نفسى و عقلى و عملى مىبخشد كه وى را به طرف راه درست در زندگى رهبرى مىكند ، و فزونى نعمت مايهء گمراهى و منحرف شدن از هدفهايش نمىشود . پس در آن هنگام كه آدمى به يقين داشتن به قدرت خدا بر او دست يابد ، تسليم امر او مىشود ، / 166 و با وى اتصال پيدا مىكند و در برابر او خضوع و خشوع نشان مىدهد ، و اين از بزرگترين ابعاد ترس از خداوند متعال است .
دوم : از نفس آدمى شرك ريشهكن مىشود ، و ديگر از مكر خدا ايمنى پيدا نمىكند تا با اعتماد به شركاى پندارى وى ( همچون شياطين و بتها و فرشتگان و اين كه آنها مىتوانند در مقابل قدرت خدا مقاومت كنند و از مشيّت او جلوگيرى به عمل آورند ) به عصيان نسبت به او برخيزد ، يا در مقابل رحمت او به گستاخى بپردازد .
أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذا هِيَ تَمُورُ
- از كجا ايمنى و اطمينان داريد كه آن كس كه در آسمان است ، با لرزش و تزلزل زمين شما را در آن فرونخواهد برد . » يعنى زمين داراى همان اضطرابها و تموجها شود كه دريا چنان مىكند ، و