آن بر اثر فرو ريختنها و زمينلرزههاى زمين به وجود مىآيد ، يا بر اثر تغيير ناگهانى نظام زمين كه سبب از بين رفتن هولناك توازن آن مىشود ، و در آيه به اين حادثه با كلمهء « خسف » اشاره شده كه به معنى تغيير و تبديل در جهت منفى و موجب زيان آدمى است .
أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً
- يا از كجا اطمينان پيدا كردهايد كه آن كس كه در آسمان است بر شما سنگهاى عذاب را همچون باران فرو نخواهد ريخت . » در پرسش با « أم » اشارهاى به نهى از آن است كه كسى از مكر خدا ايمن شود كه همين از اسباب پرداختن به معصيت و ادامه دادن به آن است ، و حاصب سنگ عذاب در آتش گرم و سوزان شده است و گفتهء خدا :
مَنْ فِي السَّماءِ
در دو آيه به يكى از سه وجه توجيه مىشود : پس يا كنايه از خداى سبحانه و تعالى است ، و يا براى آن است كه عرشى كه اوامر او عزّ و جلّ از آن جا صادر مىشود در آسمان است ، و يا اشاره به فرشتگانى است كه امر و مشيّت خدا را در زندگى به جريان مىاندازند .
اينك مىپرسيم كه : آيا علاقهء ميان بيم داده شدن مردمان به توسط او از كافر شدن به او تهديد وى به فرو ريختن نظام جهانى در صورت كافر شدن ايشان چگونه است ؟ پاسخ اين است كه : خداوند متعال ( چنان كه در آيهء دوم بيان كرده ) وجود مرده و زنده را براى انسان آفريده است ، پس چون بشر حكمت خود را باطل كند حكمت وجودى نيز كه در پيرامون او است باطل خواهد شد .
بيم دادنهاى موجود در آيات خدا را تنها قلوب مؤمنان به خوبى فهم مىكند ، و به همين جهت است كه آنان / 167 در نهان از خدا بيمناكاند ، اما كافران و مشركان ، به سبب آن كه با نادانى و شرك از او دور ماندهاند ، در غفلت از او به سر مىبرند ، و از آن نظر چنين است كه آنان جز ماده به چيزى توجه ندارند و جز ظاهرى از امور را مشاهده نمىكنند ، چه عقل چيزى است كه آدمى را از طريق ظاهر چيزها به باطن آنها رهبرى مىكند ، و از شهود او را به غيب مىرساند ، و اين عقل در نزد آنان معطل