«
قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ
- و آنان مىگويند : چرا ، نذير براى ما آمد . » بدين گونه حجّت بر ايشان تمام مىشود ، و آشكار مىگردد كه اسباب هدايت به سوى حق و خود را از آن محفوظ داشتن ، كه از مهمترين آن بيم دهنده و بيم دادن است ، فراوان در دسترس ايشان بوده است . از امام صادق - عليه السلام - روايت شده است كه مردى از او پرسيد : خدا براى چه پيامبران و رسولان را براى مردم فرستاد ؟ و او در جواب گفت : « تا پس از فرستادگان ديگر مردمان حجتى در برابر خدا نداشته باشند ، و نگويند كه نويد دهنده و بيم دهندهاى براى ما نيامد ، و هم اينان حجّت خدا برايشان مىشوند : « دو آيه » . « 28 » در آن هنگام كه وجود تقصيرى از خداى عذاب دهنده نفى شد ، تقصير طرف ديگر كه كافرانند و / 152 عذاب ديدگان اثبات مىشود ؛ پس چه چيز سبب خطاى رسوا كنندهاى بود كه آنان را به اين سرنوشت شوم كشانيده است ؟ دروغ شمردن تهديدها و بيم دادنها .
«
فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ
- ولى ما آنان را تكذيب كرديم و گفتيم كه خدا چيزى نازل نكرده است و شما در گمراهى بزرگيد . » در آيه بيان سه گناه بزرگ آمده كه كافران به آنها اقدام كرده بودهاند :
اوّل : تكذيب كردن حق در درون جانشان و پاسخ مثبت به آن ندادن .
دوم : اين كه آنان به حمله و هجوم عليه ارزشهاى مكتبى كه فرستادگان و پيشوايان حق آوردند پرداختند تا مگر شرعى و مشروع بودن ( از جانب خدا بودن ) را از آنها سلب كنند ، و آنها را در جزو ارزشهاى بشرى قلمداد كردند تا از مسئوليت ملتزم بودن به آنها خود را برهانند ، بدان سبب كه آنچه براى انسان الزاما رواست ، حقى است كه تنها به خدا پيوستگى داشته باشد .
سوم : متهم ساختن مصلحان بيم دهنده به انواع تهمتها تا مگر از اين راه
هامش
( 28 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 381 .