اين نفى همهء آفريدگان را شامل مىشود ، چه انسان گاه اين امر را مسلم مىشمارد كه آفريدهاى از آفريدههاى خداوند متعال همچون آسمانها محكم و متقن است ، ولى در هنگام تفكر در آفريدههاى ديگر گرفتار شك مىشود ، و از خود مىپرسد :
خدا براى چه مگس و ميكروبهاى كشنده را آفريده است ؟ زلزلههايى كه هزاران انسان قربانى آنها مىشوند براى چيست ؟
ولى بر وى لازم است كه نخست : آنچه را از آفرينش كه از آن آگهى دارد ، با آنچه نمىداند مقايسه كند ، و : دوم شكّ خود را با يقين درمان كند ، و اسير وسوسههاى شيطانى نشود ، بلكه چندان به جستجوى حقيقت ادامه دهد تا آن را كشف كند . و به همين سبب است كه خطاب كريم الاهى فرد فرد فرزندان / 143 آدم را به نگريستن و انديشيدن در آفرينش خدا و مطالعهء ظواهر گوناگون آن دعوت مىكند ، چه ما همه مسئول آنيم كه حقيقت را باز شناسيم و به درجهء يقين در ايمان به خدا دست يابيم ، و مىگويد :
«
فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
- پس ديده را بگشاى و ببين كه آيا شكافى مشاهده مىكنى . » در كنار چشم و ديده شايسته است كه آدمى بصيرت و بينش خويش را نيز به كار برانگيزد ، چه چشم گذرگاهى است كه آدمى از آنجا به زندگى مىنگرد . و شايد فرق ميان دو كلمهء « تفاوت » و « فطور » همان تفاوت ميان آفريدهاى و آفريدهء ديگر است ، و آن وجود ندارد ، بدان سبب كه همهء آفريدهها مكمّل يكديگرند و با يكديگر انسجام و هماهنگى دارند ، ولى فطور و شكاف در يك آفريده و در ميان اجزاء و پارههاى آن است كه در هيچ يك از افراد خلق خداى تعالى چنين سوراخ و شكافى مشاهده نمىشود .
مايهء شگفتى اين گفتهء دكتر بوخنر آلمانى است كه : « ما هيچ پديده و نمودى را در اين جهان پهناور ، از دورترين نقطهاى كه در فضا اكتشاف شده تا نزديكترين جسمى به ما ، همچون استثنايى در نظام جهانى مشاهده نمىكنيم ، و