براى آن كه آدمى از اين كه ملك به دست خداوند متعال و او صاحب قدرت مطلق است آگاه شود ، كافى است كه به جهان هستى در پيرامون خويش نظر افكند ، و نشانههاى توانايى و عظمتى را كه در آن است مشاهده كند ، و ببيند كه چگونه بر وفق نظامى دقيق كه خدا براى آن وضع كرده است به پيش مىرود ، و هيچ شكاف و نقص و سستى در آن مشاهده نمىشود .
در روايتى از امير المؤمنين على بن ابى طالب - عليه السلام - درباره معانى اسماء حسناى خدا مطالبى آمده كه بعضى از آنها را در اين جا نقل مىكنيم :
« و از اين روى آن را به نام « ملك » خواند كه مىخواست معنى اسم را به مقتضاى حكمت تصحيح كند ، پس آفريدگان را آفريد و آنها را در معرض امر و نهى قرار داد تا حقيقت اسم و معنى ملك تحقق پيدا كند ( و از اين كلمات چنان آشكار مىشود كه شريعتها از مظاهر اسم ملك الاهى است ) . و ملك را چهار وجه است : قدرت ( بر تصرف در ملك با تصرفى مطلق ) ، و هيبت ( كه آن عبارت از بازتاب قدرت مالك در مملوك است ) ، و سطوت ( كه عبارت است از گرفتار كردن و مؤاخذهء مملوكان با نيرو و شدت در هنگام مخالفت ، پس منزّه است آن كه با سطوت خويش بر اهل مملكت خود ستم نمىكند ) ، و امر و نهى ( به صورت تشريعى و تكوينى ) . « 7 » / 138 [ 2 ] از آشكارترين نشانههاى ملك و قدرت خدا ، مرگ و زندگى است ، كه در معناى آنها در اين جا دو رأى اظهار شده است : يكى آن كه نمود مرگ و زندگى كه آثار خود را بر هر چيز ، خواه مادّى باشد همچون مرگ آدمى و زندگى زمين به كشت ، يا معنوى همچون راهيابى و صلاح در مقابل گمراهى و تباهى ، باقى مىگذارند ، و رأى ديگر آن است كه مقصود تقسيم كاينات به جمادات و موجودات زنده است .
«
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ
- آن كه مرگ و زندگى را آفريد . » امام باقر - عليه السلام - به هر دو معنى اشاره كرده و گفته است :
هامش
( 7 ) - بحار الانوار ، ج 93 ، ص 42 و 41 .