تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
كه تاريخ و قرآن و ايستارها به صورتى عذرخواهانه در هنگام بحث دربارهء نزديكان پيامبران از لحاظ نسبى يا اصحابى يا سببى ازدواجى در نظر گرفته شود ، چه اين كار شخص را در برابر پيچيدگيها و مشكلاتى قرار مىدهد ، زيرا كه امكان آن هست كه نزديكترين شخص به پيامبرى از پيامبران نمونه‌اى از كفار بوده باشد ، همچون همسران نوح و لوط - عليهما السلام - ، در صورتى كه نزديكترين مردم به كانونهاى انحراف همچون فرعون و محيطهاى فاسد ، نمونه‌اى از مؤمنان همچون آسيهء دختر مزاحم و مريم دختر عمران به شمار رود ، بدون آن كه چنين امرى عنوان يك بدى براى پيامبران و صالحان يا يك حسن و خوبى براى منحرفانى به شمار رود كه هر دو نمونه به آنها انتساب داشته‌اند . «
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
- براى كسانى كه كافر شدند ، خدا همسر نوح و همسر لوط را مثل زد كه در زير فرمان دو بنده از بندگان صالح او بودند و به آن دو خيانت ورزيدند و اين همسرى در برابر خدا براى شفاعت از آن دو زن سودى نداشت . » بدان سبب كه شفيع راستين براى انسان عمل صالح و شايسته او است نه خويشاونديها هر چند با انبيا و اوليا بوده باشد ، و اعمال آن دو به سبب خيانت كردن نسبت به شوهرانشان و آشكار كردن راز و پيوستن كافران « 22 » و خيانت به رسالت و ارزشهاى آن بد بوده و به هيچ وجه خويشاونديها براى آنان سودى نداشت ، و چيزى براى ايشان بر جاى نماند كه وسيلهء تمايز و برترى آنان از ديگران بوده باشد ، پس نزديكى و خويشاوندى به تنهايى در نزد خدا ارزشى ندارد و تنها عمل است كه چنين است ، بلكه وابستگى انسان به هر شخصى يا دستگاه همچون مسافت با حسابهاى مادّى محاسبه نمىشود بلكه رسيدگى به حساب آن تنها با عمل شخص
هامش
( 22 ) - در مجمع البيان ، ج 10 آمده است كه ابن عباس گفت : همسر نوح كافر بود و به مردم مىگفت كه نوح ديوانه است ، و چون كسى به نوح ايمان مىآورد ، جبّاران قوم را از ايمان او با خبر مىكرد و خبر مهمانان لوط را همسر او به مخالفان لوط مىرساند .