خواستارى بزرگ ايشان براى دست يافتن به كمال ، و توكل ايشان بر پروردگارشان ، و خواستن آمرزش از او است ، كه بدين گونه خداى خود را مىخوانند و دعا مىكنند :
«
يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا
- مىگويند : پروردگارا ، نور ما را كامل كن و ما را بيامرز . » از جملهء كامل شدن نور است كمال فهم و دريافت آدمى و رسيدن به حق در همهء نواحى و ابعاد گوناگون زندگى ، و در اين جا ميان دعاى مؤمنان به كامل شدن نور و آمرزيدن گناهان رابطهاى وجود دارد ، چه گناهان در حقيقت تاريكيهايى معنوى است كه در قيامت تجسم پيدا مىكند ، ظلم ظلمات است ، و خيانت كردن ظلمات ، و به همين گونه است دروغ و اسراف و . . . پس آنان از يك سو از پروردگار خويش كمال نور را مسئلت مىكنند ، و از سوى ديگر اميد آن دارند كه از تاريكيهاى گناهان و خطاها خلاصى يابند . و علاوه بر اين دو هدف ، چالشهاى دشوارى وجود دارد كه نيازمند عزم اراده و استقامت ايمان است ، و اين هر دو را مؤمنان با دعا و توكل از صاحب قدرت و قوت مطلق مسئلت مىكنند ، چه مىدانند كه رسيدن به هدفهاى عالى ( كمال نور و آمرزش ) نيازمند به توفيق خدا است و اين كه تلاش ايشان را قدرت او به نتيجه برساند ، و اين همان چيزى است كه در پايان آيه بدين صورت مىآيد :
«
إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
- چه تو بر هر چيز توانايى . » آخرين سخن اين كه : خداوند سبحانه و تعالى پس از امر كردن به توبهء نصوح و دعوت كردن به آن ، به صورت قطعى نگفته است كه : « يكفر عنكم سيئاتكم . . . » بلكه كلمهء « عسى » را كه نمايندهء اميد و آرزو است بر آن مقدم داشته است ، / 117 و بنا بر اين بر حسب مفهوم ظاهر كلمه ممكن است نتيجهاى بر آن مترتب شود يا چنين نبوده باشد ، و از آن جهت چنين است كه غرور و خودپسندى به قلوب مؤمنان راه پيدا نكند و به جاى آن كه تكيه و اعتماد ايشان به كار و تلاش خودشان باشد ، تنها به آرزومندى آمرزش خدا بسنده كنند .
[ 9 ] پس از آن كه خدا به حفظ و پاسدارى از خود و كسان خود از آتش