بالتاء ، و قرأ الباقون : بالياء ، و الفدية الفداء و المعنى :
لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ
ايها المنافقون ،
وَ لا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا
، فداء بنفس و لا فداء بمال يعنى -
لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ
دية و لا نفس اخرى مكان انفسكم ،
مَأْواكُمُ النَّارُ
اى - مصيركم و منقلبكم اليها ،
هِيَ مَوْلاكُمْ
، اى - هى اولى بكم لما اسلفتم من الذنوب ،
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
اى - المرجع و المنقلب .
النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام او كه سزاوار است . در ذات بىنظير و در صفات بىيار است . در كامرانى با اختيار و در كارسازى بىاختيار است .
فضايح زلّات را غفّار و قبايح علّات را ستّار است . عاصيان را آمرزگار و با مفلسان نيكوكار است .
آرندهء ظلمات و برآورندهء انوار است ، بينندهء احوال و دانندهء اسرارست .
با رنگ رخ تو لاله بىمقدار است * با بوى سر زلف تو عنبر خوارست
آن را صنما كه با وصالت كار است * از جان و تن و ديده و دل بيزارست
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
، آفريدگار جهان و جهانيان ، پروردگار انس و جان ، خالق زمين و زمان ، مبدع مكين و مكان خبر ميدهد كه هر چه در آسمان و زمين است باد و آتش و خاك و آب و كوه و دريا ، آفتاب و ماه و ستارگان و درختان و جملهء جانوران و بىجان ، همه آنند كه ما را به پاكى ميستايند و به بزرگوارى نام مىبرند و بيكتايى گواهى ميدهند .
تسبيحى و توحيدى كه دل آدمى در آن ميشورد و عقل آن را رد مىكند اما دين اسلام آن را مىپذيرد و خالق خلق بدرستى آن گواهى ميدهد .
هر كرا توفيق رفيق بود و سعادت مساعد ، آن را نادريافته ، بجان و دل قبول كند و بتعظيم و تسليم و اقرار پيش آيد تا فردا در انجمن صدّيقان و محافل دوستان در مسند عز جاودان خود را جاى يابد .
زينهار اى جوانمرد ، نگر تا يك ذره بدعت بدل خود راه ندهى و آنچه شنوى و عقل تو درمىنيابد تهمت جز بر عقل خود ننهى .