وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
او به همه چيز دانايست « 1 » كارگزار و راستكار « 2 » و تيماردار ، بينا بهر چيز ، دانا بهر كار ، آگاه بهرگاه .
در آيت ديگر فضل و كرم بيفزود گفت :
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
.
بندگان من ، رهيگان من ، هر جا كه باشيد من بعنايت و رحمت و عنايت با شماام .
هر جا كه در عالم درويشى است خستهء جرمى ، درمانده در دست خصمى من مولى او ام .
هر جاى كه خراب عمريست ، مفلس روزگارى من جوياى اوام .
هر جا كه سوختهايست ، اندوه زدهاى « 3 » من شادى جان اوام .
هر جا كه زارندهايست از خجلى ، سرگذارندهاى از بىكسى من برهان اوام .
من آن خداوندم كه از طريق مكافات دورم و همه افكندگان و رميدگان را برگيرم از آنكه بر بندگان رئوف و رحيمام :
وَ إِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
.
از رأفت و رحمت اوست كه بنده در كتم عدم و او جل جلاله سازندهء كار او .
بكمال فضل و كرم ، بنده در كتم عدم و او وى را برگزيده بر كل عالم .
از رحمت اوست كه بنده را توفيق دهد تا از خفا يا شرك و دقائق ريا تحرّز كند .
گفت - من رءوف و رحيمام ، تا عاصيان نوميد نگردند و اوميد بفضل و كرم وى قوى دارند .
يحيى معاذ گفت - تلطّفت لاوليائك فعرفوك و لو تلطّفت لاعدائك ما جحدوك .
عبهر لطف و ريحان فضل در روضهء دل دوستان برويانيدى تا بلطف و فضل تو بسرّ معارف و اداء وظائف رسيدند اگر با اعدا دين همين فضل و كرم بودى ، دار السلام جاى ايشان بودى .
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : داناست
( 2 ) در نسخهء ج : كارگزار او است و تيماردار
( 3 ) نسخه ج : سوختهء اندوه زدهءى .