شما دلها خويش تباه كرديد و تنها خويشتن ،
وَ تَرَبَّصْتُمْ
و توبه در درنگ نهاديد و چشم بر بد افتاد رسول من نهاديد و مؤمنان ،
وَ ارْتَبْتُمْ
و در گمان افتاديد
وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ
و دروغهاء شما كه در آن بوديد شما را فرهيفته كرد « 1 » ،
حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ
تا آن گاه كه كار خداى و فرمان او در رسيد ،
وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ ( 14 )
و فرهيفته كرد « 2 » شما را بخداى آن ديو فرهيونده « 3 » .
فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ
امروز آن روز است كه نه از شما باز خريد پذيرند و نه باز فروشند ،
وَ لا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و نه ازيشان كه كافر شدند ،
مَأْواكُمُ النَّارُ
جايگاه و بنگاه شما آتش است ،
هِيَ مَوْلاكُمْ
آن بشما نزديكتر و شما را حقتر
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ( 15 )
و بد جايگاه و شدن گاه كه آن است .
النوبة الثانية
اين سورة الحديد بيست و نه آيت است و پانصد و چهل كلمه و دو هزار و چهارصد و هفتاد و شش حرف ، جمله بمدينه فرود آمده است .
مفسران آن را مدنى شمردند ، مگر كلبى كه او اين سورة از مكيات شمرد و در اين سورة هيچ ناسخ و منسوخ نيست .
و در فضيلت سورة روايت كند ابى كعب از
مصطفى ( ص ) قال - من قرأ سورة الحديد كتب من الذين آمنوا باللّه و رسوله .
قوله :
سَبَّحَ لِلَّهِ
در قرآن ذكر تسبيح به چهار لفظ بيايد : بلفظ مصدر و ماضى و مستقبل و امر ، مصدر آن است كه گفت :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى
، ماضى آن است كه گفت : سبح للَّه مستقبل آنست كه : يسبح للَّه امر آنست كه :
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ
.
و اين كلمه بر اختلاف الفاظ بر دو معنى حمل كنند يا بر معنى صلاة يا بر معنى تنزيه و تمجيد ابن عباس بر معنى صلاة نهاد
سَبَّحَ لِلَّهِ
اى - صلّى للَّه
يُسَبِّحُ لِلَّهِ
اى -
هامش
( 1 ، 2 ) در نسخهء ج : فريفته كرد
( 3 ) در نسخهء ج : فريبنده