داود را زرهگرى درآموخت :
وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ
.
عيسى را علم طب درآموخت :
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
.
خضر را علم معرفت درآموخت :
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
.
مصطفى عربى را اسرار آلهيت درآموخت :
وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ
.
عالميان را بيان درآموخت :
خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
.
قومى گفتند -
خَلَقَ الْإِنْسانَ
جملهء مردم ميخواهد بر عموم ، مؤمن و كافر و مخلص و منافق ، صدّيق و زنديق ، هر چه مردم است در تحت اين خطاب است .
ميگويد - همه را بيافريد و همه را بيان درآموخت ، يعنى همه را عقل داد و فهم و فرهنگ تا بمصالح خويش راه بردند و ميان نيك و بد تميز كردند . و هر كسى را لغتى داد كه به آن لغت مراد يكديگر بدانستند ، در هر قطرى لغتى ، لا بل در هر شهرى لغتى ، لا بل در هر محلتى لغتى .
مردم را به اين مخصوص كرد و ايشان را از ديگر جانوران به اين تخصيص و تشريف جدا كرد .
و گفتهاند -
خَلَقَ الْإِنْسانَ
عامّهء مؤمنان امّت محمداند و
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
راه حق است و شريعت پاك و دين حنيفى كه ايشان را در آموخت و به آن راه نمود .
همان راه كه جايى ديگر فرمود -
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ
-
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ
.
و آن گه آن راه بر سه منزل نهاد : يكى - معرفت شرع ظاهر ، ديگر - معرفت مجاهده و رياضت باطن . سديگر - حديث دل و دل آرام و داستان دوستان .
و آن گه بر سه قوم حوالت كرد و بر زبان اين سه قوم ايشان را تعليم كرد فرمود :
سائل العلماء و خالط الحكماء و جالس الكبراء . از علماء علم شريعت آموز .
از حكماء علم رياضت ، از كبراء علم معرفت .
و گفتهاند -
خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
انسان اينجا آدم صفى است .
همان انسان كه گفت -
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
هر چند به صورت فخار و صلصال است ، بسيرت سزا سراپردهء قرب و وصال است .