إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً
فرو گشاديم ور ايشان « 1 » بادى سخت و سرد ،
فِي يَوْمِ نَحْسٍ
در روزى شوم
مُسْتَمِرٍّ ( 19 )
شرّ او فراخ و شوم او بر جاى .
تَنْزِعُ النَّاسَ
مىدركشيد مردمان را ،
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ( 20 )
گويى كه ايشان بنهاى خرما بناناند ، از زمين برافتاده .
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ( 21 )
چون بود گرفتن من و بترسانيدن من .
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ
آسان كرديم [ قرآن خواندن را و ] ياد داشتن را ،
فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ( 22 )
هيچ پندپذير هست . . . ؟ .
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ ( 23 )
دروغ زن گرفتند ثمود بيم نمايان را .
فَقالُوا
گفتند -
أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ
باش يك مرد « 2 » از ميان ما آن بود كه ما را بر پس او بايد رفت و فرمان او بايد برد ،
إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ ( 24 )
پس ما اكنون در خطاايم و در بىهوشى .
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا
از ميان ما همه ، راست اين پيغام برو او كندند ،
بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ ( 25 )
نه كه دروغزنى است بطر گرفته .
سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ ( 26 )
آرى آگاه شند « 3 » فردا كه اين كيست آن دروغ زن بطر گرفته .
إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ
ما فرستندهء ماده شتريم .
فِتْنَةً لَهُمْ
آزمون ايشان را ،
فَارْتَقِبْهُمْ
تو چشم و ريشان دار « 4 »
وَ اصْطَبِرْ ( 27 )
و شكيبا باش .
وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ
و خبر كن ايشان را كه آب بر بخش است ميان ايشان و ميان شتر .
كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ ( 28 )
هر نصيبى به آن آمدنىاند [ يك روز شتر به آن آيد و يك روز ايشان به آن آيند ] .
فَنادَوْا صاحِبَهُمْ
آواز دادند و باز خواندند آن مرد خويش را ،
فَتَعاطى فَعَقَرَ ( 29 )
دست برد ناقه را و پى زد .
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ( 30 )
چون بود گرفتن من و ترسانيدن من .
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : بر ايشان
( 2 ) در نسخهء ج : يك مردم .
( 3 ) در نسخهء ج : شوند .
( 4 ) در نسخهء ج : بر ايشان دار . .