تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
اقتدا بوى دارند در تصديق معراج ، و تمامى قصّهء معراج و لطائف و حقائق آن در افتتاح سورهء بنى اسرائيل بشرح گفته‌ايم . اگر كسى سؤال كند گويد - روايت كرده‌اند كه شب معراج چون آن مهتر عالم خواست كه پاى در ركاب نهد براق از وى برميد ، آن رميدن براق از چه بود . . ؟ جواب آنست كه براق اندر آن حال كه خود را مركب سيد ديد سر برآورد و بنازيد و بخراميد ، گفت - اى سيد ، مرا از تو اميدى بايد كه بعد از اين روزى خواهد بود كه تو ببهشت خرامى ، چنانك امشب به بيت مقدس مىشوى ، بايد كه آن روز مركبت ، هم من باشم كه عادت كرم آنست كه هر كه در شب طلب مونس بود در روز طرب رفيق بود . مهتر عالم ( ص ) اين عهد با وى تحقيق كرد و برأفت نبوّت و شفقت رسالت گفت كه - در قيامت مركب من تو باشى . آن گه گفت - اى مهتر عالم با اين همه از تو يادگارى خواهم تا بر گردن خويش قلاده بندم و ازو خود را طوقى سازم ، سيد ( ص ) التماس وى اجابت كرد و از زلف مشكين خود دو تار موى بوى بخشيد ، براق آن را بدست نياز بر گردن خود بست و تا قيام الساعة در خمار آن شراب و طرب آن وصال خواهد بود . اما آنچه گفته‌اند كه - براق گفت كه - از آن برميدم كه از دست وى بوى بت همى آيد و جبرئيل از رسول سؤال كرد كه - اين چون است و رسول گفت - روزى به بتى برگذشتم و دست فرا كردم و گفتم بيچاره بت نداند كه وى را كه مىپرستد و بيچاره‌تر آن كس كه وى را پرستد همانا بوى اينست . اين معنى نقل كرده‌اند لكن ناقل معتمد نيست و اين جواب درست نيست جواب درست آنست كه اول گفتم . اگر كسى گويد - چه حكمت بود كه شب معراج موسى عليه السلام با وى سخن گفت در طلب تخفيف نماز و هيچ پيغامبر ديگر نگفت . جواب آنست كه موسى صاحب مناجات بود در دنيا و ظن وى چنان بود كه مرتبت كس بلندتر از مرتبت او نيست و معراج كس وراء معراج او نيست ، اما معراج موسى تا طور بود و معراج محمد تا بساط نور بود و موسى را چهل روز