وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ
.
و گفتهاند - مراد به اين ثرياست كه عرب بنجم مطلق ثريا گويند . مصطفى ( ص ) فرموده -
اذا طلع النجم ارتفعت العاهات يعنى - الثريا ، و فى رواية - ما طلع النجم قطّ و فى الارض من العاهة شىء الا رفع .
و هويّها طلوعها و ارتفاعها . قسم ياد مىكند بثريّا بآنگه كه برآيد و آفات و عاهات از زمين بردارد . و روى عكرمة عن ابن عباس - انه الرجوم من النجوم يعنى - ما يرمى به الشياطين عند استراقهم السمع .
مجاهد گفت و كلبى و روايت از ابن عباس -
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
يعنى - و القرآن اذا نزل . قسم ياد مىكند به قرآن كه از آسمان فرو آمد نجم نجم در مدت بيست و سه سال . همانست كه آنجا گفت -
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ
.
جعفر بن محمد گفت ( ع ) - و النجم يعنى - محمدا ( ص )
إِذا هَوى
اى - نزل من السماء ليلة المعراج . سمّاه نجما كما سمّاه سراجا فى قوله :
وَ سِراجاً مُنِيراً
. و قيل - النجم النبات
إِذا هَوى
اى - سقط على الارض ، فان النجم ليس له ساق كقوله :
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
. و يحتمل من التأويل - المصلّى اذا سجد و الغازى اذا قتل شهيدا و العالم اذا مات ، فانّ هؤلاء نجوم الارض و الاخبار ناطقه بها .
گفتهاند - آن روز كه اين آيت فرو آمد و رسول خدا بر قريش آشكارا كرد ، عتبة بن ابى لهب گفت - كفرت برب النجم اذا هوى و دختر رسول را كه زن وى بود طلاق داد ، رسول خداى دعا كرد گفت - اللهم سلّط عليه كلبا من كلابك .
بعد از آن اين عتبة بتجارت شام رفت با پدر خويش بو لهب ، در منزلى از منازل راه فرو آمدند و آنجا ديرى بود ، راهبى از دير فرو آمد و گفت - هذا ارض مسبعة ، درين زمين سباع فراوان بود ، نگر تا خويشتن را از شير نگه داريد . بو لهب گفت فرا اصحاب خويش - اين پسر مرا نگه داريد كه مىترسم كه دعاء محمد در وى رسد . ايشان همه گرد وى درآمدند و او را در ميان گرفتند و پاس وى ميداشتند . در ميانهء شب ، رب العالمين خواب بر ايشان اوكند و شير بايشان درگذشت و لطمه بر وى زد و او را هلاك كرد . قوله :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
اصحاب معانى گفتند - قسم در قرآن بر دو وجه است ،