تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
كُلُوا وَ اشْرَبُوا
[ ايشان را گويند ] : مىخوريد و مىآشاميد .
هَنِيئاً
گوارنده و نوش ،
بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 19 )
به آنچه ميكرديد .
مُتَّكِئِينَ
تكيه زدگان و باز خفتگان ،
عَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ
بر تختها بر كنار « 1 » .
وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ( 20 )
و با ايشان جفت كنيم سياه چشمان فراخ چشمان .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و ايشان كه گرويدگان بودند ، و اتبعناهم ذرياتهم « 2 » ما پس ايشان فرا داشتيم و در ايشان رسانيديم فرزندان ايشان
بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
به آنچه گرويده بودند فرزندان ايشان را در پدران رسانيديم هر چند كه در صلاح و عبادت چون پدران نبود ،
وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
و از كردار بهينان [ از دريشان رسانيدن بترينان ] چيزى نكاستيم .
كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ ( 21 )
هر مردى به آنچه خود كرد گروگانست .
وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ
و ايشان را فراهم پيوستيم ميوه‌ها ،
وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ ( 22 )
و هر گوشتى كه ايشان را آرزو بود .
يَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً
مىروانند « 3 » از يكديگر در آن سراى پيرايهاى [ پرمى ]
لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ ( 23 )
و دشنام و دروغ زن گرفتن يكديگر نه .
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ
و ميگردد بر سر ايشان
غِلْمانٌ لَهُمْ
غلامان ايشان ،
كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ ( 24 )
گويى كه ايشان مرواريدند از گرد و آلايش كوشيده .
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
روى فرا يك ديگر گردانند
يَتَساءَلُونَ ( 25 )
يك ديگر را از گذشته‌ها مىپرسند .
قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ ( 26 )
گويند - ما هر چند كه در ميان كسان خويش و جهانيان خويش بوديم پيش باز [ از امروز ] ترسنده بوديم .
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : بر تختها بر هم زده . ( 2 ) در نسخ متداول از قرآن شريف و اتبعتهم ذريتهم است ، و قرائت اكثر قراء نيز چنين است چنان كه در النوبة الثانية شرح آن بيايد . قرائتى كه در اينجا برگزيده شده علاوه بر آنكه شاذ است ترجمهء آن نيز نارسا و غير سليس است . ( 3 ) كذا . ؟ و شايد لهجه‌ايست در : ميربايند از : رباييدن .