درآمدند و مرا نيز گرفته و ميكشيدند ، گفتم - چه بودست ، گفتند - پسر رئيس جبله سه روز گذشت تا ناپديد است و اكنون جامهء وى با شما مىبينيم .
پس ما را بردند پيش رئيس و از حال پسر پرسيد ما قصهء وى بگفتيم از او تا آخر چنانك بود . آن رئيس بگريست و روى به آسمان كرد ، گفت - الحمد للَّه كه از صلب من كسى بيامد كه شايستهء درگاه تو بود .
پير طريقت گفت : اى بارى ببرّ و هادى بكرم ، فروماندم در حيرت يك دم آن دم كدام است .
دمى كه نه حوا در آن گنجد نه آدم . گر من آن دم بيابم چون من كيست ، بيچاره زندهاى كه بىنفسش ميبايد زيست . همه خلق زنده از مرده ميراث برد مگر اين طائفه كه مرده از زنده ميراث برد .
اين مردگى آنست كه مصطفى ( ص ) از ابو بكر صدّيق نشان داد كه -
من اراد ان ينظر الى ميّت يمشى على وجه الارض فلينظر الى ابى بكر .
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
و الّذين سخطت عليهم فى آزالى و ربطتهم اليوم بالخذلان فيما كلّفتهم اليوم من اعمالى و خلقت النار لهم به حكم الهيتى و وجوب حكمى فى سلطانى ما خلقتهم الا لعذابى و انكالى و اللَّه اعلم .
سورة الطور
1 - النوبة الاولى
( 52 / 49 - 1 )
قوله تعالى :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان .
وَ الطُّورِ ( 1 )
به آن كوه كه اللَّه در آن با موسى سخن گفت .
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ ( 2 )
و بنامهء نوشته .
فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ ( 3 )
در ورقى گشاده .
وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ( 4 )
و به آن خانه با فراوانى آمدندگان به آن و گروندگان گرد آن .