معناه - عذابا بعد عذاب كالدلو يتبع الدلو ،
فَلا يَسْتَعْجِلُونِ
هذا جواب للنضر بن الحرث و اصحابه حين استعجلوا العذاب فلحقهم يوم بدر .
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ
يعنى من عذاب يوم القيامة و قيل - يوم بدر .
النوبة الثالثة
قوله :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ
در ضمن اين آيت اثبات فردانيّت و وحدانيّت خداوند است جلّ جلاله و تقدّست اسماؤه و تعالت صفاته .
هر چه آفريد از محدثات و مكوّنات همه جفت آفريد قرين يكديگر يا ضدّ يكديگر چنانك نرينه و مادينه ، روز و شب ، نور و ظلمت ، آسمان و زمين ، و برّ و بحر ، شمس و قمر ، جن و انس ، طاعت و معصيت ، سعادت و شقاوت ، هدى و ضلالت ، عزّ و ذلّ ، قدرت و عجز ، قوّة و ضعف ، علم و جهل ، زندگى و مردگى .
صفات خلق چنين آفريد ، جفت يكديگر آفريد و يا ضد آفريد تا بصفات آفريدگار نماند و وحدانيت و فردانيت او بر خلق ظاهر گردد ، كه عزّش بىذلّ است و قدرت بى عجز و قوت بىضعف و علم بىجهل و حياة بىموت و فرح بىغم و بقاء بىفنا .
خداى يگانهء يكتا يگانه در ذات و صفات ، يكتا در سزا ، از همه كس منزّه و از همه چيز جدا ، ليس كمثله شىء ، چو او كس نيست و او را مثل و مانند نيست .
مانندگى از انبازيست و اللَّه جل جلاله بىشريك و بىانباز است ، بىنظير و بىنياز است . در منعش ببند و در جود و از است . گناه آمرز و معيوب نواز است . پيدا كنندهء مهر خود ببنده نوازى ، دوست دار بنده با بىنيازى . و مهر او كننده « 1 » ميان خود و بنده بىشركت و بىانبازى . پس سزاء بنده آنست كه در هر حال كه بود اگر خستهء تير بلا بود يا غرقهء لطف و عطا ، دست در كرم وى زند و پناه بوى دارد و از خلق با وى گريزد ، چنانك خود ميفرمايد جل جلاله :
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
، فرار مقامى است از مقامات روندگان و منزلى از منازل دوستى . كسى كه
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : افكننده .