كليم آمده است و من اين قصه از پسر عم خويش ورقهء نوفل شنيدهام و وى در حق تو خوابها ديده بشارتت باد كه سيد ولد آدم تويى ، گزيدهء خلق عالم تويى ، آنچه در كتب خواندم بعيان ديدم و آنچه بخواب ديدم بيدارى يافتم . ورقهء نوفل وقتى نزديك خديجه آمد و خديجه تورات و انجيل خوانده بود و صفت رسول شنيده بود از كتب خوانده ، ورقه گفت - يا خديجه سه شب پيوسته بخواب ديدم كه در زمين مكه حق تعالى پيغامبرى خواهد فرستاد نام وى محمد و من در خلق و خلق همهء عرب نظاره كردم ، هيچ كس را جامعتر ازين محمد كه شوى تو است نمىبينم .
بر وى از همهء آدميان نيكوتر است ، بخرد از همهء خردمندان بيشتر است ، به خوبى از همه خوبتر است ، بامانت از همه امينتر است مگر آن پيغامبر او خواهد بود .
فصل
بدانكه در اول وحى ، روايات مختلف است يك روايت آنست كه رسول خدا خفته بود در خانهء خديجه و چادر در سر كشيده ، جبرئيل بيامد و گوشهء چادر باز گرفت و خود را بوى نمود و با وى اين خطاب كرد كه :
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ
. ديگر روايت آنست كه رسول خبر داد كه من در غار حرا بودم اول كه جبرئيل به من آمد يك بار مرا در برگرفت و تنگ به خود دركشيد و نيك بماليد و بجنبانيد و باز رها كرد و آن گه دو بار ديگر هم چنان كرد و حكمت درين آن بود كه سه بار طبيعت بشريت وى را بعنصر ملكى مزاج داد ، آن گه گفت :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
يا محمد برخوان . رسول گفت :
ما انا بقارى
چه خوانم كه كه من امّىام و خواندن ندانم ، جبرئيل گفت :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
به اين روايت چنانست كه اول سورة كه وحى آمد از قرآن ، سورهء اقرأ بود ، سديگر روايت آنست كه اول وحى كه جبرئيل برسول آورد آيت ،
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
. بود و معنى
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
اينست كه - بگوى بسم اللَّه الرحمن الرحيم . پس اينجا سه قول آمد . روايت اول آنست كه سورهء :
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ
، اول وحى آمد ، روايت ديگر آنست كه اول سورهء اقرأ وحى آمد ، روايت سديگر آنست كه - او
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
، وحى