صحابه مىگفتند : اگر عثمان زنده است اين بيعت از وى فوت شد و از اين كرامت باز ماند .
رسول ( ص ) از باطن ايشان اين خاطر بشناخت ، خواست كه عثمان از اين كرامت بىبهره نبود ، از بهر آن كه وى بامر رسول خدا به مكه رفته و جان در خطر نهاده ، رسول دست راست خود برآورد گفت - هذه يمينى عنى و دست چپ برآورد و گفت - هذه شمالى عن عثمان . هر دو بر هم نهاد و گفت - بيعت كردم از بهر عثمان ، زهى كرامت و رفعت زهى دولت و مرتبت كه عثمان را برآمد . آن ساعت ، ايشان كه حاضر بودند از غيرت و حيرت جگر ايشان خون شد ، خواستند كه همه غائب بودند يد « 1 » تا آن كرامت و مرتبت بيافتند يد « 2 » ، غيبت عثمان زيادت از حضور آن جمع آمد ، حضور آن جمع غيبت گشت و غيبت عثمان حضور شد از بهر آنكه عثمان بوفا امر رسول كمر بسته بود و از دل رسول اثر عنايت و رعايت داشت تا اندر حال غيبت محروم نماند . اى جوانمرد ، اگر دست چپ رسول روز بيعت نيابت عثمان بداشت تا به آن كرامت رسيد . شوق باطن رسول و مهر دل وى نيابت تو بداشت كه بابو بكر ميگفت :
واشوقاه الى اخوانى . شوق كه زبان را به بيان آرد ، زيادت از آن عنايت بود كه دست را به بيعت آرد . آثار آن عنايت در حق عثمان بدست چپ ظاهر گشت و آثار شوق و مهر در حق امت به زبان وحى گزار رسالت رسان پيدا گشت . اين كرامت در حق امت زيادت از آن نيابت آمد . اميد است كه امت آخر الزمان فردا از زوائد لطف محروم نمانند .
قوله تعالى :
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ
: الاية . در قرآن چهار هزار جاى ، ذكر مصطفى است بتصريح و تعريض و انواع تشريف ، چندان كه رسيديم از نقل صحيح بعبارت بليغ و بيان صريح ذكر نعت و صفت وى كرديم و اين آيت اشارت است ببدايت بعثت او و تحقيق نبوت و رسالت او و مبدء وحى پاك از علم بىنهايت به دو .
خبر درست است از عايشه قالت - اول ما بدى به رسول اللَّه من الوحى
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : بودندى
( 2 ) در نسخهء ج : ميافتندى .