النبى اولا يستغفر لهم . آنچ به زبان ميگويند كه از بهر ما آمرزش خواه در دلشان نيست كه ايشان در بند آن نهاند كه رسول از بهر ايشان آمرزش خواهد يا نخواهد .
و گفتهاند - معنى آنست كه در دلشان جز زانست كه به زبان گويند زيرا كه عذر ايشان نه شغل اهل و عيالست بلكه خبث نيت ايشانست و نفاق كه در دل دارند ،
قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِكُمْ نَفْعاً
قرأ حمزة و الكسائى ضرّا بضم الضاد و الآخرون بفتحها .
ايشان ظن بردند كه آن تخلف كه نمودند وقت را سبب نفع ايشانست در نفس و مال و سبب دفع مضرت از ايشان . رب العالمين خبر داد كه اگر از آن نفع و ضر چيزى در راه شماست و بتقدير و ارادت ماست هيچ كس نتواند كه آن دفع كند .
آن گه فرمود :
بَلْ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً
نه چنانست كه شما مىگوييد و عذر كژ مياريد كه اللَّه تعالى خود داناست و آگاه از عمل شما و نيت شما .
بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً
، اى - ظننتم ان العدو يستأصلهم فلا يرجعون ،
وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ
، اى زين الشيطان ذلك فى قلوبكم ، و
ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ
، من علوّ الكفار و انتشار الفساد و ذلك انّهم قالوا - ان محمدا و اصحابه اكلة رأس فلا يرجعون فاين تذهبون ، انتظروا ما يكون من امرهم ،
وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً
هالكين فاسدين لا تصلحون لخير . يقال للواحد و الجمع و الذكر و الانثى - بور . بار الشيء ، هلك و فسد و بارت الارض ، لم تثمر و لم تنبت . ميگويد بازماندن شما از حديبيه نه آن را بود كه گفتيد بل كه شما پنداشتيد كه - مشركان قريش رسول را و مؤمنان را از خان و مان و ديار خويش مستأصل خواهند كرد ، يا بكشند ايشان را يا بگريزند و در عالم پراكنده شوند ، و اين ظن بد كه بايشان برديد نمودهء شيطانست كه بر شما آراست و در دل شما افكند . و گفتهاند - ظن بد ايشان آن بود كه - با يكديگر ميگفتند كه - هيچ مرويد با ايشان و خويشتن را عشوه مدهيد و مپنداريد كه از ايشان يكى باز خواهد گشت كه اهل مكه ايشان را هلاك كنند و نيست آرند .
رب العالمين فرمود :
وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً
. شما ايد كه هلاك كنند شما را و نيست آرند ،
وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً
نارا مسعورة ملهبة .