شهريان آن سخت نيروتر بودند ،
مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ
، از شهريان شهر تو كه ترا بيرون كردند ،
أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ ( 13 )
، هلاك كرديم و تباه و ايشان را هيچ يارى ده نبود .
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ
، چه گويى كسى كه بر درستى و بينايى است از خداوند خويش ،
كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ
، او چنان ديگر كس است كه بد كرد او برآراستند او را ،
وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ( 14 )
و ايشان بر پى خوش آمد خويش ميروند .
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ
، صفت و شأن آن بهشت كه پرهيزگاران را وعده دادهاند ،
فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ
، در آن بهشت جويهاست از آب نه گندا و نه حال گشته ،
وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ
، و جويها از شير نه ترش گشته و نه طعم آن گشته ،
وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ
، و جويها از مى كه آشمندگان را خوش آيد ،
وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
، و جويها از عسل پالوده آفريده ،
وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
، و ايشانراست در آن بهشت از همه ميوهها ،
وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ
، و آمرزش از خداوند ايشان ،
كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ
، او چنان كس است كه در آتش جاويد است ،
وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً
، و مىآشامند او را آب جوشانيده ،
فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ ( 15 )
رودگانى ايشان ميبرد .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ
، و از ايشان كس است كه ميآيد و مىنيوشد ،
حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ
، تا آن گه كه بيرون شوند از نزديك تو ،
قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
، دانايان را گويند ،
ما ذا قالَ آنِفاً
، چه چيز ميگفت او اكنون ،
أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
، ايشان آنند كه مهر نهاد اللَّه بر دلهاى ايشان .
وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ( 16 )
، و بر پى خوشآمدهاى خويش ميروند .
وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا
، و ايشان كه بر راه راست ايستادند ،
زادَهُمْ هُدىً
، اللَّه ايشان را راست راهى افزود ،
وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ ( 17 )
و ايشان را پرهيزگارى داد .