وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ
، ايشان را دسترسى داديم و توان و آرام كه شما را آن نداديم ،
وَ جَعَلْنا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصاراً وَ أَفْئِدَةً
، و ايشان را گوشها و چشمها و دلها داديم ،
فَما أَغْنى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ
هيچ سود نداشت ايشان را گوشهاى ايشان ،
وَ لا أَبْصارُهُمْ وَ لا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ
، و نه چشمهاى ايشان و نه دلهاى ايشان هيچ ،
إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِ
، آن گه كه از پذيرفتن سخنان اللَّه باز نشستند و نه پذيرفتند ،
وَ حاقَ بِهِمْ
و فرا سر ايشان نشست ،
ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ( 26 )
آنچه بر آن ميخنديدند و افسوس مىكردند .
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى
، نيست كرديم آنچه گرد بر گرد شماست از شهرها ،
وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ
و سخنان و پند و عبرت روى بر روى گردانيديم ،
لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 27 )
تا مگر باز گردند .
فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ
چرا يارى ندادند ايشان را و دست نگرفتند ،
الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً
، آن پرستيدگان كه فزود از اللَّه ايشان را خدايان ميخواندند و بپرستيدن ايشان را باللّه من نزديكى جستند ،
بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ
، [ يارى ندادند كه ] گم گشتند از ايشان بوقت ،
وَ ذلِكَ إِفْكُهُمْ
، و آنچه ميگفتند دروغزنى ايشان بود ،
وَ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 28 )
و آن نادرست و ناراست كه ميساختند .
وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ
، ياد كن آن گه كه بسوى تو گردانيديم ،
نَفَراً مِنَ الْجِنِّ
، جوكى از پريان ،
يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ
مىنيوشيدند قرآن .
فَلَمَّا حَضَرُوهُ
، چون به قرآن رسيدند ،
قالُوا أَنْصِتُوا
، يكدگر را گفتند خاموش ، بنيوش ،
فَلَمَّا قُضِيَ
، چون قرآن خواندن سپرى كرده آمد ،
وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ ( 29 )
هر يكى با قوم خويش شد آگاهكنان .
قالُوا يا قَوْمَنا
، [ چون برگشتند ] قوم خويش را گفتند اى قوم ما ،
إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى
ما نامهاى شنيديم كه فرو فروستادند از پس موسى ،
مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ
، راست گيرنده و استوار دارنده و گواه