تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ
- فى شك من البعث و الحساب ،
أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
احاط بكلّ شىء علما ، اى - عالم بكلّ شىء قادر عليه حافظ له .

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ . . .
الآية - كلام خداوندى كه ملكش را عزل نيست و جدّش را هزل نيست ، عزّش را ذلّ نيست و حكمش را ردّ نيست ، او را ندّ نيست و از وى بدّ نيست . خدايى كه جز از وى ملك نيست و ملك وى بسپاه و حشم نيست ، عزّت وى بطبل و علم و خيل و خدم نيست . پادشاهى كه هفت آسمان رفيع ايوان درگاه او ، هفت بساط منيع مقرّ خاصگيان او ، خورشيد عالم آراى چون جام سيماب بحكمت او ، هيكل ماه گاه چون نعل زرين و گاه چون درقهء سيمين بقدرت او ، عالم علوى و عالم سفلى همه نشانست بر وحدانيت و فردانيت او .
بر صنع إله بىعدد برهانست * در برگ گلى هزارگون پنهانست روز ار چه سپيد و روشن و تابانست * آن را كه نديد روز و شب يكسانست
كسى كه خواهد تا ملكى را بسزا بداند و بشناسد ؛ نخست در ولايتش نگرد ، آن گه در سپاهش نگرد ، آن گه در صنع و فعلش نگرد ، پس آن گه درو نگرد تا او را بسزا بداند . چنانستى كه رب العزة گفتى : عبدى اگر خواهى كه در ولايتم نگرى
لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و گر خواهى كه در سپاهم نگرى
لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ور خواهى كه در فعلم نگرى
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
ور خواهى كه در صنعم نگرى
وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
ور خواهى كه فردا در من نگرى ؛ امروز از صنع من با من نگر بديدهء دل
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
تا فردا بفضل من در نگرى بديدهء سر
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
. اى جوانمرد ! هر كه جلال حق بدانست و از صنع وى با وى نگرست ؛ مقصدش درگاه اللَّه بود ، دست تصرّفش از كونين كوتاه بود ، پاى عشقش هميشه در راه بود ، دلش در قبضهء عزت پادشاه بود ، بر ظاهرش كسوت عبوديت بود ، در باطنش حلية نظر .