رسول نفرستاد ، به هيچ مخلوق پيغام نداد ، چون نوبت بآدميان رسيد كه بر كشيدگان لطف بودند و نواختگان فضل و معادن انوار ، اسرار ايشان را محل نظر خود گردانيد ، پيغامبران بايشان فرستاد ، فرشتگان را رقيبان ايشان كرد ، سوز عشق در دلها نهاد ، بواعث شوق و دواعى ارادت پياپى كرد . مقصود ازين عبارت و اشارت آنست كه آدمى مشتى خاك است ، هر چه يافت ازين تشريفات و تكريمات همه لطف و عنايت خداوند پاك است . او جل جلاله عطا كه دهد بكرم خود دهد نه باستحقاق تو ، بجود خود دهد نه بسجود تو ، بفضل خود دهد نه بفعل تو ، بخدايى خود دهد نه بكدخدايى تو .
پايان مجلد هشتم از تفسير كشف الاسرار ( از اول سورهء الاحزاب تا آخر سورهء فصلت )
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 546
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٥٤٦