و المتغاضبان شيطانان يهاتران و يتكاذبان » ،
و
قال ( ص ) : « اذا غضبت و كنت قائما فاقعد و ان كنت قاعدا فقم و استعذ باللّه من الشيطان » ،
و
قال ( ص ) : « ليس الشديد بالصرعة انّما الشديد الذى يملك نفسه عند الغضب » .
النوبة الثالثة
قوله :
وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ . . .
الآية - اذا اراد اللَّه بعبد خيرا قيّض له قرناء خير يعينونه على الطاعة و يدعونه اليها و اذا اراد اللَّه بعبد سوءا قيّض له اخدان سوء يحملونه على المخالفات و يدعونه اليها . قرين بد شيطان است كه نقاب تلبيس بربسته و در باطن بنده روش خود را راه يافته و به روى مسلط گشته تا بدوام وسوسه او را در مخالفات مىكشد و سيّآت اعمال بر وى مىآرايد و بنده را از راه هدى و طريق صواب بر ميگرداند همانست كه جاى ديگر فرمود :
وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ
، و از شيطان صعبتر قرين بد مر بنده را نفس اوست ، زيرا كه شيطان اگرچه خصم است و قرين بد در مؤمن طمع ايمان نكند ، از وى طمع معصيت دارد ، امّا نفس مر بنده را بكفر كشد و از وى طمع كفر دارد . به داود عليه السلام وحى آمد كه : عاد نفسك يا داود فقد عزمت على معاداتك - كارزار نفس خويش را كمربند كه او كار زار ترا كمر بست . اين معادات آنست كه مصطفى عليه السلام فرمود :
« رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر » .
جهاد نفس از جهاد دشمن بزرگتر گفت و صعبتر ، زيرا كه دشمن بشمشير از خود دور توان كرد و نفس را از خويشتن دور كردن روى نيست و از شروى ايمن بودن روى نيست ، با هر دشمنى اگر بسازى از شروى ايمن گردى و با نفس اگر بسازى هلاك شوى .
پير بو على دقاق را در نفس بازپسين پرسيدند كه خويشتن را چگونه مىبينى ؟ گفت : چنان مىبينم كه اگر پنجاه ساله عمر مرا بر طبقى نهند و گرد هفت آسمان و هفت زمين بگردانند مرا از هيچ ملك مقرّب در آسمان شرم نبايد داشت و از هيچ آفريدهاى در زمين حلالى نبايد خواست . اين مرد بدين صفت كه شنيدى بوقت نزع كوزهاى آب پيش