لم يكن ثم كان است و رحمت صفت لم يزل و لا يزال ، لم يكن ثم كان كى مقاومت تواند با لم يزل و لا يزال ؟ ! قوله :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
- قال الحسن : علّمه اللَّه التواضع بقوله :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
- حسن گفت : حق جل جلاله مصطفى را عليه الصلاة و السلام به اين آيت تواضع در آموخت و او را بر تواضع داشت كه بنده را هيچ حليت زيباتر از حليت تواضع نيست و بر قدّ خاك هيچ لباس راستتر و نيكوتر از لباس خشوع نيست . رسول اللَّه ( ص ) به اين خطاب ربانى و تعليم الهى چنان متادّب گشت كه كان يعود المريض و يشيع الجنازة و يركب الحمار و يجيب دعوة العبد ، و كان يوم قريظة و النضير على حمار مخطوم بحبل من ليف عليه اكاف من ليف . هر چند كه سيد صلوات اللَّه و سلامه عليه منشور تقدّم كونين در آستين كمال داشت و خال اقبال بر رخسارهء جمال داشت و شب معراج جبرئيل و ميكائيل كه از سادات فريشتگاناند پيش براق دولت او و مركب عزت او چاكروار ايستاده طرقوا مىزدند ، با اين همه كمال و جمال و حشمت و مرتبت در كوى تواضع چنان بود كه در عالم بندگى و در حالت افكندگى بر خركى مختصر نشستى و اگر غلامى او را بخواندى اجابت كردى ، روز قريظه و نضير بر خركى نشسته بود افسار آن از ليف و بر وى پالانى نهاده از ليف . عجب كارى است ! گاه مركب وى براق بهشتى بران صفت ، گاه مركب وى خركى مختصر برين حالت . آرى ، مركب مختلف بود ، امّا در هر دو حالت راكب يك صفت و يك همّت و يك ارادت بود . اگر بر براق بود در سرش نخوت نبود و اگر بر حمار بود بر رخسار عزّ نبوّتش غبار مذلّت نبود .
قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ . . .
الآية - هر كه اعتقاد كرد كه آفريدگار جهان و جهانيان خداست كه يگانه و يكتاست و در كمال قدرت بىهمتاست و داند كه بشريّت محلّ عجز و سرمايهء ضعف است ، دامن از مخلوقات باز برد و دل از معلومات و مرسومات برگيرد ، و كار خود بكلّيت تفويض با ربّ الارباب كند ، علايق و خلايق بگذاشته و روى بدرگاه اللَّه نهاده ، و حكم او را منقاد بوده و فرمان او را گردن نهاده و زبان اعتراض بريده ، زيرا كه مخلوق را بر خالق روى اعتراض نيست ، وز