تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
مىآموزى يا گويى در لوح چه نبشته‌اى ؟ گويد : الف و با ، نه خود اين دو حروف خواهد كه جمله حروف تهجّى خواهد . اين همچنانست كه جبرئيل از آسمان فرو آورد و بر محمد خواند صلوات اللَّه و سلامه عليه ، تا دانايان را معلوم شود كه كلام خداوند جل جلاله بىحرف و صوت نيست ، چنانك قرآن كلام اوست ناآفريده ؛ حروف در قرآن و غير قرآن كلام اوست ناآفريده . اشعريان گفتند : حروف در قرآن و غير قرآن آفريده است ، و گفتند : كلام خداوند معنى است قائم بذات او بىحرف و بىصوت ، و اين عقيدهء اهل سنت و اصحاب حديث نيست ، و اهل سنت را بر ايشان از آيات و اخبار دليلهاى روشن است ، منها قوله تعالى :
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ
- ميگويد : اگر از مشركان كسى خواهد كه با پناه و زينهار تو آيد ؛ او را با پناه و زينهار خودگير تا كلام حق بشنود . خلاف نيست كه آنچه مىشنود حرف و صوت است نه آن معنى كه بذات بارى قائم است كه آن را مسموع نگويند ، عرب معنى را فهم گويد و كلام را سماع ، يقال : سمعت الكلام و فهمت المعنى ، و لا يقال : سمعت المعنى . حاصل سخن آنست كه رب العزة كلام خود را مسموع گفت ، و مسموع جز حرف و صوت نيست ، دليل شد كه در كلام خداوند هم حرف است و هم صوت . دليل ديگر آنست كه رب العزة فرمود :
يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّهِ
بيگانگان ميخواهند كه كلام خداى را تبديل كنند و از نسق خود بگردانند . اين تبديل كه رب العزة اضافت با ايشان كرد ناچار در كلامى است بايشان رسيده نه در معنى كه بذات بارى قائم است و بايشان نارسيده ، و آن كلام كه بايشان رسيد جز حرف و صوت نيست . سديگر دليل آنست كه رب العالمين با موسى فرمود ليلة النار كه :
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
اجماع است كه موسى بحقيقت كلام بارى شنيد ، و معلوم است كه بسمع وى جز حرف و صوت نرسيد . چهارم دليل آنست كه اللَّه فرمود :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ . .
- اهل لغت و ارباب صناعت متّفق‌اند كه « هذا » اشارت فرا حاضر است