تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
استاد بو على دقاق گفت فرا ديگرى كه اعتقاد تو آنست كه ترا از روزى چاره نيست و اعتقاد من آنست كه روزى را از تو چاره نيست . آه ! كجاست درويشى : ميزر تجريد بربسته ، رداء تفريد برافكنده ، سينه از غبار اغيار پاك كرده ، از كون تبرّا و بمكوّن تولّا كرده ، تا از زير قدم جمعيت وى به حكم لطف قدم چشمهء طيّبات رزق بر جوشد و ازين شربتهاى جان افزاى بردارد و بديدار دوست نوش كند !
هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
- نگارندهء صورتهاى آدميان ، نمايندهء قدرتها در زمين و آسمان ، رسانندهء روزيهاى بندگان كيست ؟ « هو الحىّ » - آن زندهء پاينده كه هميشه بود و هست و خواهد بود ، هستى وى را اوّل نه ، بود وى را آخر نه ، باقى پس جهانيان و جهان . ميراث بر جهان از جهانيان ، بازگشت كار خلق با اوست جاودان .