تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
صفت كه نور معارف آشكار گردد ، آفتاب صورت چه به كار آيد و او را چه محل بود ، برهان آن وقت بايد كه عيان نبود ، چون عيان آمد برهان چكند .
وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ
- جاى ديگر فرمود :
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
- از موجودات و مخلوقات هيچ كس را آن صورت و آن جمال ندادند كه آدمى را دادند ، با هيچ مخلوق آن سرّ نبود كه با آدمى بود نه با عرش نه با كرسى نه با فلك نه با ملك ، زيرا كه همه بندگان مجرّداند و آدميان هم بندگان‌اند و هم دوستان ايشان را مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً
. صاحب جمالى بايد تا رقيب را بر وى گمارند ، حقّ جل جلاله نگفت من رقيب آسمان و زمينم ، نگفت من رقيب عرش و كرسىام ، آدميان را گفت من رقيب شماام ، زيرا كه رقيب شرط صاحب جمال است و بجمال آدمى هيچ مخلوق نيست ، هفت قبّهء خضرا بركشيد و بستارگان و اختران بنگاشت ، هفت دائرهء غبرا پهن باز كشيد ، جبال راسخات راسيات نصب كرد و صد هزار بدايع و صنايع از كتم عدم در وجود آورد ، خورشيد عالم آراى را مدوّر كرد ، ماه آسمان پيماى را مصوّر كرد ، و كون را بجمال ايشان منوّر كرد ، و در حقّ هيچ موجود اين خطاب نكرد و اين تشريف نداد كه « و صوّركم » ، مگر اين مشتى خاك را .
از جملهء نيكوان و خوبان سپاه * زيباى كمر تويى و زيباى كلاه
وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ
- چون ميدانى كه حق جل جلاله رزق تو پيش از وجود تو انداخته و سببهاى آن ساخته و رسانيدن آن را خود ضمان كرده ، نيكو نبود كه تو خود را دست مال اطماع هر كس كنى و نياز خود بمخلوق بردارى . گفتهء ايشانست : « استعانة المخلوق بالمخلوق كاستعانة المسجون بالمسجون » - يارى خواستن مخلوق از مخلوق چون يارى خواستن زندانى است از زندانى . بشر حافى گفت : امير المؤمنين على ( ع ) را بخواب ديدم گفتم مرا پندى ده ، گفت : « ما احسن عطف الاغنياء على الفقراء طلبا لثواب اللَّه و احسن من ذلك تيه الفقراء على الاغنياء ثقة باللّه » - چون نيكوست شفقت توانگران بر درويشان از بهر طلب ثواب ! و از آن نيكوتر تكبر درويشان است بر توانگران از غايت اعتماد بر كرم حق جل جلاله ! !