او را منزل است و مولى مقصود .
و اسكر القوم دور كأس * و كان سكرى من المدير
آن كس را كه كار با گل افتد گل بويد و آن كس كه كارش با باغبان افتد بوسه بر خار زند ، چنانك آن جوانمرد گفت :
از براى آنكه گل شاگرد رنگ روى اوست * گر هزارت بوسه باشد بر سر يك خار زن
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
تا نپندارى كه اين نوحه بدين زارى و خوارى خود كافران را خواهد بود و بس ، و قومى فسّاق و فجّار كه پيراهن مسلمانى بر تن ايشان باشد و آن گه خرقههاى معصيت و فجور بر ان دوخته و روزگار عمر خود بغفلت و جهل بسر آورده و سود ايمان از دست ايشان رفته و از مسلمانى با بضاعت مزجاة دست و پاى زده ، ايشان اين كلمات دريغ و تحسّر نخواهند گفت ! اى مسكين هزار سال باران رحمت بايد كه ببارد تا گردى كه تو از معصيت انگيختهاى بنشاند ، هيچ ادبار صعبتر ازين نيست كه ترا بيافريدند تا بهشت را به تو بيارانيد و تو خود را بجايى رسانيدى كه آتش دوزخ به تو گرم كنند . در خبر است كه آتش دوزخ مركب هيبت خويش بنزديك عاصيان چنان تازد كه شير از گرسنگى به شكار تازد . باش تا فرداى قيامت كه كرده و گفتهء خويش بينى و آن عشرتهاى رنگارنگ و معصيتهاى لونالون كه امروز دست جهالت و ناپاكى آن را از تو پوشيده مىكند ؛ فردا چون از خواب مرگ برخيزى و ديده بگشايى در روزنامهء خويش اول سطر آن بينى ، به زبان خجالت و ندامت گويى : كاشك شب مرگ مرا هرگز سحر نبودى ! قوله :
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
- اليوم اشراق و غدا اشراق غدا فى القيامة اشراق الارض و اليوم اشراق القلب غدا فى القيامة اشراق الارض بنور ربها و اليوم اشراق القلب بحضورها عند ربها غدا اشراق التجلّي للمؤمنين عموما و اليوم اشراق التجلّي للعارفين خصوصا .
روى عبد اللَّه بن مسعود رضى اللَّه عنه قال قال رسول اللَّه ( ص ) : « انّ اللَّه عز و جل يجمع الامم يوم القيمة فينزل عز و جل من عرشه الى كرسيّه و كرسيّه وسع السماوات و الارض فيقول