تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
كردن با شرف پيغامبرى ، بار بلا كشيدن بر دلهاى پر شادى ، و جز از پيغامبران كس را طاقت اين انابت نيست . ديگر قسم انابت عارفان است : در همه حال به همه دل با اللَّه گشتن ، قال اللَّه تعالى :
وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ
و نشان انابت عارفان سه چيز است : از معصيت به درد بودن و از طاعت خجل بودن و در خلوت با حق انس داشتن . رابعهء عدويه در حالت انس بجايى رسيد كه ميگفت : حسبى من الدنيا ذكرك و من الآخرة رؤيتك - خداوندا در دنيا مرا ذكر تو بس و در عقبى مرا ديدار تو بس . اى جوانمرد ! كسى كه راز ولى نعمت مونس وى بود ؛ ديدار نعمت و نعيم بهشت او را چه سيرى كند ؟ پير طريقت گفت : الهى ببهشت و حورا چه نازم ، اگر مرا نفسى دهى از ان نفس بهشتى سازم .
و اللَّه ما طلعت شمس و لا غربت * الّا و ذكرك مقرون بانفاسى و لا جلست الى قوم احدّثهم * الّا و انت حديثى بين جلّاسى
اى جلالى كه هر كه به حضرت تو روى نهاد همه ذره‌هاى عالم خاك قدم او توتياى چشم خود ساختند ، و هر كه بدرگاه عزّت تو پناه جست همه آفريدگان خود را علاقهء فتراك دولت او ساختند . آن عزيزى گويد از سر حالت انس خويش و ديگران را پند ميدهد كه :
اگر در قصر مشتاقان ترا يك روز بارستى * ترا با اندهان عشق اين جادو چه كارستى و گر رنگى ز گلزار حديث او بديدى تو * به چشم تو همه گلها كه در باغست خارستى
سديگر قسم انابت توحيد است كه دشمنان را و بيگانگان را با آن خواند گفت :
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ
. و نشان انابت توحيد آنست كه باقرار زبان و اخلاص دل خداى را يكى داند ، يگانهء يكتا در ذات بىشبيه و در قدر بىنظير و در صفات بى همتا . گفته‌اند : توحيد دو باب است ، توحيد اقرار و توحيد معرفت ، توحيد اقرار عامّهء مؤمنان راست ، توحيد معرفت عارفان و صدّيقان راست ، توحيد اقرار به ظاهر آيد تا زبان ازو خبر دهد ، توحيد معرفت بجان آيد تا وقت و حال ازو خبر دهد ، او كه از توحيد اقرار خبر دهد دنيا او را منزل است و بهشت مطلوب ، او كه از توحيد معرفت خبر دهد بهشت
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 441 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )