تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
نام عبوديت ازيشان بنيفكند و با ذكر زلّت و معصيت تشريف اضافت ازيشان وانستد « 1 » فرمود :
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
و آن گه پرده بر ايشان نگه داشت كه عين گناهان اظهار نكرد بلكه مجمل ياد كرد سر بسته و آن عين پوشيده گفت : « اسرفوا » - اسراف كردند گزاف كردند ؛ از بهر آنكه در ارادت وى مغفرت ايشان بود نه پرده دريد نه اسم عبوديت بيفكند ، سبحانه ما ارأفه بعباده . آورده‌اند كه موسى عليه السلام گفت : الهى تريد المعصية من العباد و تبغضها - معصيت بندگان بارادت تست آن گه آن را دشمن ميدارى و بنده را به معصيت دشمن ميگيرى ؟ ! حق جل جلاله فرمود : يا موسى ذاك تأسيس لعفوى - آن بنياد عفو و كرم خويش است كه مىنهم خزينهء رحمت ما پر است اگر عاصيان نباشند ضايع ماند . در خبر است : « لو لم تذنبوا لجاء اللَّه بقوم يذنبون كى يغفر لهم » . باش تا فرداى قيامت كه امر حق بخصمى بنده بيرون آيد و فضل حق جل جلاله بنده را در پناه گيرد شريعت دامن بگيرد رحمت شفاعت كند . در خبر است كه نامه بدست بنده‌اى دهند ، آن معصيتها بيند ، شرمش آيد كه برخواند ، از حق جل جلاله خطاب آيد كه آن روز كه ميكردى و شرم نداشتى فضيحت نكردم و بپوشيدم ، امروز كه مىشرم دارى فضيحت كى كنم ؟ ! و به قال النبى ( ص ) : « ما ستر اللَّه على عبد فى الدنيا ذنبا فيعيّره به يوم القيمة » . كسرى عيدى عظيم ساخته بود ، فرّاشى جامى زرين برداشت و كس نديد مگر كسرى كه در ان غرفه بخلوت نشسته بود ، بسيار بجستند و نيافتند ، كسرى گفت بسيار مجوئيد كه او كه يافت باز نخواهد داد و او كه ديد نخواهد گفت . پس روزى آن فراش بر سر كسرى ايستاده بود آب بر دست وى ميريخت و جامه‌هاى نيكو ساخته ، كسرى گفت : اى فلان اين از انست ؟ فراش گفت : اين و صد چندين از انست . « و انيبوا الى ربكم . . » - انابت بر سه قسم است : يكى انابت پيغامبران ، ابراهيم را گفت :
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ
. داود را گفت :
وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ
. شعيب را گفت :
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
. مصطفى را فرمود :
وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ
. نشان انابت پيغامبران سه چيز است : بيم داشتن با بشارت آزادى ، خدمت
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : فانستد .