در مرگ در آيد ، قرارگاه عالميان و بازگشتنگاه جهانيان گور است . موعد ايشان رستاخيز قيامت است ، مورد ايشان بهشت يا دوزخ است . پس هيچ انديشه مهمتر از تدبير مرگ نيست . مصطفى عليه الصّلاة و السلام گفت :
« الكيّس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت ،
پس آدم ، شيث را حاضر كرد و او را خليفهء خويش كرد در زمين و او را وصيّت كرد گفت : عليك بتقوى اللَّه و لزوم طاعته و عليك بمناقب الخير ل و ايّاك و طاعة النّساء فانها بئست الوزيرة و بئست الشريكة و لا بدّ منها و كلّما ذكرت اللَّه فاذكر الى جانبه محمدا ( ص ) فانى رأيته مكتوبا فى سرادق العرش و انا بين الرّوح و الطّين « 1 » اى پسر تقوى پيشه گير و در همه حال پرهيزگار و طاعت دار باش و در خدمت لزومگير و در خيرها بكوش و زنان را طاعت دار مباش و بفرمان ايشان كار مكن كه من بفرمان حوا كار كردم و رسيد به من آنچه رسيد ، اى پسر ذكر محمد بسيار كن ، هر كه نام اللَّه گويى نام وى ور نام اللَّه بند كه من نام او ديدم نوشته بر سرادق عرش و بر اطراف حجب و پردههاى بهشت و در هيچ آسمان نگذشتم كه نه نام او ميبردند و ذكر او ميكردند . شيث گفت :
و اين محمد كيست بدين بزرگوارى و بدين عزيزى ؟ ! آدم گفت : نبىّ آخر الزمان آخرهم خروجا فى الدّنيا و اوّلهم دخولا فى الجنّة طوبى لمن ادركه و آمن به .
كعب گفت : روز آدينه آن ساعت كه به دو خلق آدم بود همان ساعت وقت وفات وى بود ، فرمان آمد بملك الموت عليه السلام : ان اهبط على آدم فى صورتك الّتى لا تهبط فيها الّا على صفيى و حبيبى احمد - فرو رو بقبض روح آدم هم بران صفت كه قبض روح احمد كنى آن برگزيده و دوست من ، اى ملك الموت نگر كه قبض روح وى نكنى تا نخست شراب عزا و صبر به دو دهى و با وى گويى : لو خلدت احدا لخلدتك - اگر در همه خلق كسى را زندگانى جاودان دادمى ترا دادمى ؛ لكن حكمى است اين مرگ رانده در ازل و قضايى رفته بر سر همه خلق ، و انى انا اللَّه لا إله الا انا الديان الكبير اقضى فى عبادى ما أشاء و احكم ما اريد منم آن خداوند كه جز من خداوند نيست ديّان و مهربان و بزرگوار و بزرگ بخشايش بر بندگان حكم كنم و قضا رانم بر ايشان چنان كه خواهم و كس را
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : و الجسد .