تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
باز خواست « 1 » نيست و بر حكم من اعتراض نيست لا اسئل عما افعل و هم يسئلون اى ملك الموت با بندهء من آدم بگو : انما قضيت عليك الموت لاعيدك الى الجنة التي اخرجتك منها - دل خوش دار و انده مدار كه اين قضاء مرگ بر سر تو بدان راندم تا ترا به آن سراى پيروزى و بهشت جاودانى باز برم كه از انجات بيرون آوردم و در آرزوى آن بمانده‌اى . ملك الموت فرو آمد و پيغام ملك بگزارد و شراب عزا و صبر كه اللَّه فرستاد بوى داد ، آدم چون ملك الموت را ديد زار بگريست ملك الموت گفت : اى آدم آن روز كه از بهشت واماندى و به دنيا آمدى چندين گريه و زارى نكردى كه امروز ميكنى بر فوت دنيا ، آدم گفت : نه بر فوت دنيا ميگريم كه دنيا همه بلا و عناست ؛ لكن بر فوت لذّت خدمت و ذكر حقّ ميگريم ، در بهشت لذّت نعمت بود و در دنيا لذّت خدمت و راز ولى نعمت ، چون راز ولى نعمت آمد لذّت نعمت كجا پديد آيد . بروايتى ديگر گفته‌اند : پيش از انك ملك الموت رسيد ، آدم فرا پسران خويش گفت : مرا آرزوى ميوهء بهشت است رويد و مرا ميوهء بهشت آريد ، ايشان رفتند و در ان صحرا طواف همى كردند ، و گفته‌اند كه بر طور سينا شدند و دعا همى كردند ، جبرئيل را ديدند با دوازده فريشته از مهتران و سروران فريشتگان و با ايشان كفن و حنوط بهشتى بود و بيل و تبر و آن كفن از روشنايى فروغ ميداد و بوى حنوط ميان آسمان و زمين همى دميد ، جبرئيل فرزندان آدم را گفت : ما بالكم محزونين - چيست شما را و چه رسيد كه چنين اندهگن و غمناك ايستاده‌ايد ؟ گفتند : ان ابانا قد كلّفنا ما لا نطيقه - پدر ما ميوهء بهشت آرزو مىكند و دست ما بدان نميرسد ، بر ما آن نهاده كه طاقت نداريم ، جبرئيل گفت : باز گرديد كه آنچه آرزوى اوست ما آورده‌ايم ، ايشان بازگشتند ، چون آمدند جبرئيل را ديد و فريشتگان و ملك الموت بر بالين آدم نشسته ، جبرئيل گويد : كيف تجدك يا آدم - خود را چون بينى اين ساعت اى آدم ؟ آدم گفت : مرگ عظيم است و دردى صعب ، اما صعب‌تر از درد مرگ آنست كه از خدمت و عبادت اللَّه مىبازمانم ، آن گه جبرئيل گفت : يا ملك الموت ارفق به فقد عرفت حاله هو آدم الذى خلقه اللَّه بيده و نفخ فيه من روحه و امرنا
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : فاخواست .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 409 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )