تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠

النوبة الثالثة

قوله :
وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
اى - نعم العبد لانه اوّاب الى اللَّه ، رجّاع فى جميع الاحوال فى النعمة بالشكر و فى المحنة بالصبر . نيكو بنده‌اى كه سليمان بود ، بازگشت وى در همه حال با اللَّه بود ، در نعمت شاكر و در محنت صابر بود ، به ظاهر ملك و مملكت ميراند و به باطن فقر و فاقت همىراند و مىپرورد ، و يعجبنى فقرى اليك و لم اكن ليعجبنى لولا محبّتك الفقر . سليمان روزى تمنّى كرد گفت : بار خدايا جن و انس و طيور و وحوش بفرمان من كردى ؛ چه بود گر ابليس را نيز بفرمان من كنى تا او را در بند كنم ؟ گفت : اى سليمان اين تمنّى مكن كه در آن مصلحت نيست ، گفت : بار خدايا گر هم دو روز باشد اين مراد من بده ، گفت دادم . سليمان ابليس را در بند كرد و معاش سليمان با آن همه ملك و مملكت از دست رنج خويش بود ، هر روز زنبيلى ببافتى و به دو قرص بدادى و در مسجد با درويشى بهم بخوردى و گفتى : مسكين جالس مسكينا . آن روز كه ابليس را در بند كرد ، زنبيل ببازار فرستاد و كس نخريد كه در بازار آن روز هيچ معاملت و تجارت نبود و مردم همه بعبادت مشغول بودند ، آن روز سليمان هيچ طعامى نخورد ، ديگر روز هم چنان بر عادت زنبيل بافت و كس نخريد ، سليمان گرسنه شد باللّه ناليد گفت : بار خدايا گرسنه‌ام و كس زنبيل نمىخرد ، فرمان آمد كه اى سليمان نميدانى كه تو چون مهتر بازاريان در بند كنى در معاملت بر خلق فرو بسته شود و مصلحت خلق نباشد ، او معمار دنياست و مشارك خلق در اموال و اولاد ، يقول اللَّه تعالى :
وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
. قوله :
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ . . .
اين آيت بآيت اول متصل است ، يعنى : نعم العبد اذ عرض عليه . سليمان نيك بنده‌ايست كه در راه خدا آن همه اسبان فدا كرد و دل از ان زينت و آرايش دنيا برداشت و با عبادت اللَّه پرداخت ، لا جرم ربّ العزّة او را به از ان عوض داد ، بجاى اسبان باد رخا مركب او ساخت و بسبب آن اندوه كه بوى رسيد بر فوت