تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
غير آن و از هيچ بلا بفرياد نيامد چنانك از نفس امّاره آمد تا ميگفت :
« إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي »
، و آنچه گفت :
« تَوَفَّنِي مُسْلِماً »
از بيم نفس اماره ميگفت نه از بيم شيطان كه شيطان ار چه خصم است ؛ از مؤمن طمع معصيت دارد نه طمع كفر و نفس طمع كفر دارد ميكوشد و بر هواها و بدعتها ميخواند تا او را بكفر كشد . ربّ العالمين در قرآن دو چيز ياد كرد و نگفت كه چيست : نفس را ياد كرد و نفرمود كه چيست ، دنيا را ياد كرد و نفرمود كه چيست . امّا علماى دين دنيا را بسه حرف بيان كرده‌اند گفتند : ما صدّك عن مولاك فهو دنياك - هر چه ترا از خدا باز دارد آن دنياست ، اگر نان يك شبه ندارى و به خود معجب باشى ، آن عجب تو دنياست ، و اگر ملك شرق و غرب دارى و به خدا مشغول باشى آن نه دنياست كه آن عقبى است . امّا نفس آنست كه مصطفى ( ص ) گفت : « اعدى عدوّك نفسك الّتى بين جنبيك » . نفس خواهندهء هواست و دل خواهندهء بلا ، نفس نظرگاه شيطان است و دل نظرگاه رحمن ، نفس مصطبهء ديو است و دل خزينهء معرفت ، اين خزينهء معرفت در كنار دشمن نهاد امّا بحفظ خود بداشت و از دشمن نگاه داشت . موسى را با بنى اسرائيل در آورد و ايشان را در حفظ خود بداشت تا يك دامن ايشان تر نشد ، ابراهيم را در آتش آورد و يك رشته از جامهء وى نسوخت ، همچنين دل كه خزينهء معرفت است در كنار نفس نهاد و آن گه بحمايت و رعايت خود بداشت تا دشمن بران دست نيافت . روى انّ عامر بن عبد قيس كان من افضل العابدين ففرض على نفسه كلّ يوم الف ركعة يقوم عند طلوع الشمس فلا يزال قائما الى العصر ثمّ ينصرف و قد انتفخت ساقاه و قدماه فيقول : يا نفس انما خلقت للعبادة يا امّارة بالسّوء فو اللَّه لاعملنّ بك عملا يأخذ الفراش منك نصيبا . قوله :
لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي
لم يضنّ به على الانبياء عليهم السلام و لكن قال «
لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي
» من الملوك لا من الانبياء ، و انما سأل الملك لسياسة النّاس و انصاف الناس بعضهم من بعض لما فيه من القيام بحقّ اللَّه و لم يسئله لاجل ميله الى الدنيا و هو كقول يوسف عليه السلام :
« اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ »
.