تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
گفت : او را مداواة كنم و شفا دهم به شرط آنكه چون او را شفا دهم او مرا گويد : انت شفيتنى - تو مرا شفا دادى ؛ و از شما جز از اين نخواهم . زن بيامد و آنچه از وى شنيد با ايّوب گفت ، ايوب دانست كه آن شيطان است و او را از راه ميبرد ، گفت : و اللَّه لئن برئت لاضربنك مائة . و گفته‌اند : ابليس زن را گفت كه اگر ايوب قربانى كند بنام من ؛ او را در حال شفا دهم ، زن ناقص العقل بود و ضعيف يقين ، از تنگدلى گفت افزع اليه و اذبح له عناقا . ايّوب ازين سخن وى در خشم شد و سوگند ياد كرد كه چون ازين بيمارى برخيزم و شفا يابم ترا صد ضربت زنم . پس چون ايوب از بيمارى به شد ، خواست كه سوگند راست كند ، جبرئيل آمد و پيغام آورد از حقّ جلّ جلاله كه آن زن ترا در ايام بلا خدمت نيكو كرد ؛ اكنون تخفيف وى را و تصديق سوگند خود را دسته‌اى گياه و ريحان كه بعدد صد شاخ باشد يا قبضه‌اى ازين درخت گندم كه خوشه بر سر دارد ؛ آن را بدست خويش گير و او را به آن يك بار بزن تا سوگند تو تباه و دروغ نگردد و تخفيف وى حاصل آيد . مجاهد گفت : اين حكم ايوب را بود على الخصوص و در شريعت ما منسوخ است . قتادة گفت : در حقّ اين امّت همانست كه در حقّ ايّوب . و قول درست آنست كه : بيمار نزار را رواست و ديگران را نه . «
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً
» على بلائنا ، «
نِعْمَ الْعَبْدُ
» كان لنا ، «
إِنَّهُ أَوَّابٌ
» مقبل على طاعته . «
وَ اذْكُرْ عِبادَنا
» - قرأ ابن كثير : « عبدنا » على التوحيد ، و قرأ الآخرون : « عبادنا » بالجمع ، فمن جمع فابراهيم و من بعده بدل منه و كلّهم داخلون فى العبودّية و الذّكر ، و من وحّد فابراهيم وحده بدل منه و داخل فى العبودّية و الذّكر و غيره عطف على العبد داخل فى الذّكر فحسب ، «
أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ
» - قال ابن عباس : اى - اولى القوّة فى العبادة و البصيرة فى الدّين ، فعبّر عن القوّة باليد لأنّ بها يكون البطش و عبّر عن المعرفة بالابصار لانّ البصيرة تحصل المعارف . و قيل : الايدى - النّعمة لانّ اللَّه تعالى انعم عليهم ، تقول : اياديك عندى مشكورة ، و الايدى و الايادى - النّعم . و قيل : «
أُولِي