تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
ذنبا و لا تباعدنى من رحمتك لهوائى ، سبحان خالق النّور ، الهى فررت اليك بذنوبى و اعترفت بخطيئتى لا تجعلنى من القانطين و لا تخزنى يوم الدّين ، سبحان خالق النور . بعد از چهل روز وحى آمد از حق جل جلاله كه يا داود ترا آمرزيدم امّا بسر خاك اوريا شو واو را بر خوان تا من آواز تو او را بشنوانم و از وى حلالى بخواه . داود پلاسى در پوشيد با چشمى پر آب و دلى پردرد و جانى پر حسرت آمد بسر خاك اوريا شد و او را بخواند ، بلبّيك جواب داد و گفت : من هذا الّذى قطع علىّ لذّتى و ايقظنى - كيست اينكه لذّت خواب خوش از من وابريد ؟ گفت : منم داود ، گفت : بچه آمدى يا نبىّ اللَّه ؟ گفت : آمده‌ام تا مرا در حل كنى بهر چه از من به تو رسيد ، گفت : ترا بحل كردم و در گذاشتم . داود چون آن سخن شنيد ارامى و سكونى در وى آمد و بازگشت ديگر با روحى آمد كه يا داود نميدانى كه من داورى بعدل و انصاف كنم نه بتعنّت ، بازگرد و با وى بگوى : من زن تو بخواستم و بوى رسيدم از من راضى شو و مرا بحل كن . داود بازگشت و اين سخن بگفت ، اوريا چون اين سخن شنيد خاموش گشت و نيز جواب داود نداد ، داود هم بر سر قبر وى خاك بر سر نهاد و بزارى و خوارى نوحه در گرفت كه : الويل لداود ثمّ الويل الطّويل لداود اذا نصبت الموازين بالقسط يوم القيمة فيؤخذ داود و يدفع الى المظلوم ، سبحان خالق النور ، الويل لداود ثمّ الويل الطويل لداود حين يسحب على وجهه مع الخاطئين الى النّار ، سبحان خالق النّور . چون تضرّع و زارى داود بغايت رسيد ، از آسمان عزّت نداى وحى آمد از بارگاه قدم آواز كرم آمد كه : اى داود دعاى تو نيوشيديم ، گناهت بعفو خود بپوشيديم ، توبهء تو پذيرفتيم و بر تو رحمت كرديم . داود گفت : الهى كيف و صاحبى لم يعف عنّى ! - چون آرام گيرم و خصم از من ناخشنود و دلم از بيم خصمى وى پر آتش و پر دود ! ندا آمد كه : يا داود انى استوهبك منه فيهبك لى و اعطيه من الثواب ما لم تر عيناه و لم تسمع اذناه . فيقول يا ربّ من اين لى هذا و لم يبلغ عملى ؟ فاقول هذا عوض من عبدى داود ، فقال داود : يا ربّ الآن عرفت انك قد غفرت لى ، فذلك قوله :
« فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ »
وهب منبه گفت : داود پس از آنكه توبه او قبول كردند ؛ سى سال ميگريست
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 342 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )